بایگانی برچسب: s

۶ مورد از گرانقیمت ترین پرنده های نظامی ارتش ایالات متحده؛ هیولاهای پرهزینه

از زمان آغاز پروژه ساخت جنگنده پیشرفته و پنهانکار F-35 Lighting II و افزایش دائمی هزینه های آن که می توان از عبارت «پول ریزی» برای آن استفاده کرد، بسیاری هزینه مالی و زمانی این پروژه را به نقد کشیده اند. اما F-35 تنها یکی از پروژه های نظامی پرهزینه پنتاگون در تاریخ صنعت نظامی ایالات متحده بوده است. به لطف اینترنت و دسترسی آزاد و عمومی مردم به اطلاعات بود که پروژه ساخت F-35 و هزینه های سرسام آور چنین خبرساز شده است وگرنه پیش از آن نیز پروژه هایی با هزینه های باور نکردنی صورت گرفته بود. در حالی که بمب افکن B-21 Raider به زودی وارد مرحله تولید انبوه می شود، ایده خوبی است که به گذشته نگاه کنیم و پرهزینه ترین پروژه های ساخت پرنده های نظامی در نیروی هوایی ایالات متحده را بررسی کنیم.

برای درک بهتر این هزینه ها باید بدانید که توسعه و تولید هواپیمای F-35 بیش از ۱٫۵ تریلیون دلار بوده و برای ساخت هر فروند از این جنگنده پیشرفته بیش از ۱۱۵ میلیون دلار هزینه شده است. لازم به ذکر است که هواپیماهای مخصوص رییس جمهور ایالات متحده که عموماً از آن ها با عنوان Air Force One یاد می شود در این فهرست جایی ندارند. هر یک از این هواپیماها بیش از ۶۰۰ میلیون دلار هزینه داشته و به همین دلیل می توانستند در رتبه دوم فهرست گرانقیمت ترین پرنده های ارتش ایالات متحده قرار گیرند اما به دلیل این که هواپیماهایی خاص بوده و تنها دو فروند از آن ها در سرویس قرار دارد تصمیم گرفتیم که آن ها را مد نظر قرار ندهیم.

۱- E-2D Hawkeye

هواپیمای هشدار سریع تاکتیکی E-2D Hawkeye ساخت کمپانی نورثروپ گرومان از دهه ۱۹۶۰ تاکنون در خدمت نیروی دریایی ایالات متحده بوده است. نمونه های مدرن E-2D Hawkeye برای همان ماموریت های اولیه به پرواز در می آیند اما یا سیستم های آویونیک،ارتباطی و سنسورهای بسیار پیشرفته. قیمت هر فروند از نسخه های مدرن این هواپیمای تجسسی ۲۳۲ میلیون دلار برآورد شده است.

۲- VH-71 Kestrel

هلیکوپتر VH-71 Kestrel تنها هلیکوپتر این فهرست است که البته دیگر در سرویس قرار ندارد. هزینه ساخت هر فروند از این پرنده ۲۴۱ میلیون دلار بوده و قرار بود جایگزین هلیکوپتر Marine One برای مسافرت های کوتاه رییس جمهور و دیگر ماموریت ها شود اما هزینه توسعه آن از کنترل خارج شده و به همین دلیل ادامه توسعه آن لغو شد. تمامی مدل های این هلیکوپتر به کانادا فروخته شد تا از قطعات آن استفاده شود.

۳- P8-A Poseidon

هواپیمای ضد زیردریایی P8-A Poseidon تنها ۱۰ سال عمر دارد و از سیستم های هشدار سریع و نبردهای سطحی نیز برخوردار است و در صورت نیاز می تواند برای دفاع از خود با جنگنده های دشمن نیز وارد نبرد شود. تمامی این قابلیت ها با هزینه ای ۳۲۶ میلیون دلاری برای هر فروند میسر شده است.

۴- C-17 Globemaster III

پرنده های گرانقیمت نیروی هوایی ایالات متحده

هواپیمای نظامی باری C-17 Globemaster III متعلق به کمپانی بوئینگ یک شاهکار واقعی است که حدود ۲۵ سال از ساخت آن گذشته و هیچ هواپیمای باری دیگری در ارتش ایالات متحده قابلیت های آن را ندارد. هزینه ساخت و نگهداری از یک فروند هواپیمای باری C-17 Globemaster III حدود ۳۳۸ میلیون دلار برآورد شده است.

۵- F-22 Raptor

جنگنده F-22 Raptor که از لحاظ پیشرفته بودن تکنولوژی تنها بعد از برادر جوانترش F-35 قرار می گیرد هنوز هم در بسیاری از معیارها می تواند رقیب سرسختی برای Lightning II باشد از جمله در زمینه هزینه ساخت. هر فروند از این جنگنده ۳۵۰ میلیون دلار هزینه دارد و بسیاری بر این باورند که نه تنها نباید تولید آن متوقف شود بلکه به دلیل قدرت و کارآمدی اش، پنتاگون باید تولید آن را از سر گیرد.

۶- B-2 Spirit

در هنگام تولید، برآورد شده بود که هزینه ساخت هر فروند بمب افکن رادارگریز و پنهانکار B-2 Spirit حدود ۷۳۷ میلیون دلار است که آن را به گرانقیمت ترین پرنده نظامی که تاکنون ساخته شده تبدیل می کند. اما با توجه به روزآمدسازی های متعدد و تغییراتی که در سال های اخیر روی آن صورت گرفته می توان گفت که هزینه ساخت هر فروند بمب افکن B-2 Spirit به رقم باور نکردنی ۲٫۱ میلیارد دلار می رسد.

گشتی در درون هواپیمای ترابری C-130 Super Hercules

دو نمونه از هواپیمای باربری غول پیکر C-130 در روزهای گذشته در نمایشگاه هوایی پاریس به نمایش درآمده بود. این هواپیمای توانمند برای اولین بار در سال ۱۹۵۶ تولید شد و همچنان بخشی حیاتی از عملیات های نظامی ایالات متحده بوده و برای مقاصد متعدد، از سوخت رسانی گرفته تا خاموش کردن آتش و کمک های بشردوستانه مورد استفاده قرار می گیرد. طول هواپیمای C-130J-30 نزدیک به ۳۴٫۵ متر بوده و از چهار موتور رولز رویس توربو پراپ AS 2100D3 با توان ۴٫۷۰۰ اسب بخار بهره می برد. این هواپیما موثرترین و بهترین هواپیمای ترابری نظامی برای عملیات هلی برن نیروها و تجهیزات در آسمان دشمن است و برای عملیات پیش بینی آب و هوا، تخلیه مجروحان، کاهش اثرات بلایای طبیعی و تامین آذوقه گروه های تحقیقاتی در قاره قطب جنوب نیز به کار گرفته می شود. هواپیمای C-130J-30 یک نسخه مدرن و توسعه یافته از C-130 است که برای انجام عملیات در آب و هوای نامساعد ساخته شده و بسیار پرکاربرد و چند منظوره است. هواپیمای LC-130 به ادعای کمپانی لاکهید مارتین، یکی از بزرگ ترین پرندگان ساخت دست بشر است.

نسخه LC-130 دارای تیغه هایی اسکی است که برای به زمین نشستن در قطب جنوب و در میان برف ها ضروری است. لقب این هواپیما «پرنده آسمان» (ski bird) بوده و در سال ۱۹۷۶ ساخته شده است. پنجره تعبیه شده در سقف این هواپیما برای مسیریابی آسمانی مورد استفاده قرار می گیرد. این هواپیما دارای ۴ خدمه در درون کابین اصلی از جمله یک نفر مسیریاب است. در سفرهای قطبی دید چنان ضعیف است که وجود مسیریاب در داخل هواپیما بسیار حیاتی است. این تیم تنها تیم در نیروی هوایی ایالات متحده است که از سیستم مسیریابی آسمانی استفاده می کند.

این هواپیمای ترابری توسط کمپانی لاکهید مارتین ساخته شده و موتورهای رولز رویس AE 2100D3 روی آن نصب شده است. مدل های C-130J می توانند به ارتفاعات بالاتر پرواز کرده، با سرعتی بیشتر ارتفاع خود را افزایش داده و به مسافت های کمتری برای برخاستن و بلند شدن نیاز دارند. صفحه نمایش موجود در کابین خلبان این هواپیما دارای نمایشگرهای رنگی ال سی دی چندکاربرده و یک نمایشگر دیجیتالی متحرک دارای نقشه، یک رادار رنگی با مصرف انرژی کم و یک سیستم مسیر یابی دو گانه اینرسیال نیز در کابین خلبان وجود دارد. کابین خلبان C-130J-30 دارای پنل هایی پروژکتوری بسیار پیشرفته برای خلبان و کمک خلبان است. تمامی نمونه های مختلف C-130J برای عملیات شبانه آمادگی کامل داشته و به سیستم دوربینی دید در شب مجهز هستند. حتی در صورت قطع شدن سیستم برق نیز عملکرد این هواپیما دچار اختلال نمی شود زیرا هواپیماهای C-130 از ابزارهای آنالوگ نیز برخوردارند.

غلتک های قسمت بار هواپیما به خدمه اجازه می دهند که با سهولت و در سریع ترین زمان ممکن محموله ها را بارگیری نمایند. یکی از نسخه های خاص C-130J  به نام C-130J-SOF برای عملیات های ویژه نظامی برای نفوذ به قلمرو دشمن به کار گرفته می شود و می توان آن را به موشک های هلفایر و توپ ۳۰ میلیمتری نیز مجهز کرد. این هواپیما همچنین دارای قابلیت سوختگیری در هوا و سیستم زرهی حفاظتی است.

هواپیمای C-130J-30 می تواند تا ۹۲ چترباز را با تمامی تجهیزات در خود جای دهد. این نسخه بیش از ۴٫۵ متر بلندتر از C-130J بوده و فضای بیشتری برای بار و پرسنل دارد. هم C-130J و هم C-130J-30 می توانند یک هلی کوپتر نظامی یا ۶ خودرو زرهی را در خود جای دهند. همچنین قسمت بار این هواپیما می تواند تا ۱۲۸ نفر را بدون تجهیزات کامل نظامی در خود جای دهد. امکان تغییر فضای درونی قسمت بار C-130 و تبدیل آن به مکان خواب و استراحت سربازان وجود دارد.

همچنین می توان از این قسمت هواپیما به عنوان یک بیمارستان اضطراری موقتی با تخت های مریض استفاده کرد هر چند امکان انجام جراحی در آن وجود ندارد. با این وجود این هواپیما می تواند در ارتفاعی پرواز کند که به تثبیت وضعیت بیماران و مجروحان کمک می کند. هواپیمای C-130J می تواند با باری به وزن بیش از ۲۰ تن در ارتفاع بیش از ۲۶٫۰۰۰ پایی نیز پرواز نماید. نسخه KC-130J از این هواپیمای ترابری می تواند نقش سوخت رسان و تانکر را داشته و با انتقال ۶۰۰ گالن سوخت در دقیقه، به جت ها و هلی کوپترهای در حال پرواز سوخت برساند.

هواپیمای C-130J جدیدترین عضو خانواده ناوگان C-130 است که جایگزین نسخه های قدیمی C-130E و C-130H شده و نسبت به نسخه های قبلی به خدمه کمتر نیاز داشته، هزینه ساخت و تعمیر و نگهداری کمتری داشت و توانمندتر از نمونه های قبلی است. در مقایسه با نسخه های قدیمی، C-130J سریعتر پرواز کرده و در ارتفاع بیشتری قادر به پرواز است و به باند پرواز کوتاهتری نیاز دارد. در نسخه C-130J-30 نیز نزدیک به ۴٫۵ متر به طول هواپیما افزوده شده که فضای قابل استفاده در بخش بار هواپیما را به مقدار قابل توجهی افزایش می دهد.

ویژگی های اصلی

  • کاربرد عمده: عملیات هلی برن نظامی و غیرنظامی
  • سازنده: کمپانی لاکهید مارتین
  • قدرت موتور: ۴ موتور با قدرت ۴٫۲۰۰ تا ۴٫۷۰۰ اسب بخار
  • طول: ۲۹٫۳ متر در نسخه های C-130E/H/J و ۳۴٫۶۹ متر در نسخه C-130J-30
  • ارتفاع: ۱۱٫۹ متر
  • طول بال ها: ۳۹٫۷ متر
  • سرعت: از ۳۴۵ مایل در ساعت در ارتفاع ۲۰٫۰۰۰ پایی تا ۴۱۷ مایل در ساعت در ارتفاع ۲۲٫۰۰۰ پایی
  • ارتفاع پرواز: از ارتفاع ۱۹٫۰۰۰ فوتی با بیش از ۱۹ تن بار در نسخه C-130E تا ارتفاع ۲۸٫۰۰۰ فوتی با همین مقدار بار در نسخه C-130J
  • حداکثر وزن هنگام بلند شدن: ۷۴٫۳۹۳ کیلوگرم
  • حداکثر بار مجاز: حدود ۲۰ تن
  • حداکثر برد: از ۱٫۱۵۰ مایل در نسخه C-130E تا۲٫۴۱۷ مایل در نسخه C-130J-30
  • هزینه ساخت: از ۱۱٫۹ میلیون دلار برای نسخه C-130E تا ۷۵٫۵ میلیون دلار برای C-130J

اولین سیستم ضد پهپاد برای ساقط کردن هواپیماهای بدون سرنشین با امواج مایکروویو؛ PHASER

حملات پهپادی، مانند حملات اخیر دسته ای از این پرندگان کوچک بدون سرنشین به دو مجتمع نفتی در عربستان سعودی، در حال افزایش بوده و اکنون ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری برای توسعه روش های جدیدی به منظور مقابله با حملات صورت گرفت توسط پهپاد دست به کار شده است. در روزهای گذشته، پنتاگون در گزارشی به کنگره اعلام کرد که این نیرو یک سیستم نظامی مایکروویو که برای از بین تهاجم گروهی پهپادهای دشمن از طریق پالس های انرژی طراحی شده را خریداری کرده است. این خرید به منظور استقرار سیستم موسوم به PHASER در خارج از کشور برای یک بررسی یک ساله صورت گرفته که آن را به اولین سلاح دفاعی با انرژی هدایت شده که وارد میدان نبرد شده تبدیل می سازد. نیروی هوایی ایالات متحده بیش از ۱۶٫۲۸ میلیون دلار برای نمونه اولیه سیستم مایکروویو پر انرژی PHASER هزینه کرده است که قرار است در مکانی نامشخص در خارج از ایالات متحد مورد ارزیابی و آزمایش میدانی قرار گرفته و انتظار می رود که این مرحله آزمایشی در ۲۰ دسامبر ۲۰۲۰ به پایان برسد.

نیروی هوایی ایالات متحده چندین سیستم انرژی محور را برای بررسی توانمندی های آنان در میدان نبرد خریداری کرده است و به گفته مقامات رسمی این نیرو، برخی از آن ها در خط مقدم مناطق حساس جهان، جایی که جنگ پهپادی تبدیل به یک تهدید بزرگ برای این نیرو شده است، مانند کره شمالی، آفریقا، اوکراین و اخیراً نیز خاورمیانه مستقر خواهند شد. مقامات رسمی نیروی هوایی و کمپانی اسلحه سازی ریتون (Raytheon) که سازنده سیستم مایکروویو PHASER  است می گویند که خرید این سامانه از قبل در حال انجام بوده و نمی توان آن را پاسخی صرف به حملات اخیر پهپادی به مجتمع های نفتی عربستان سعودی دانست. ژنرال جوزف دانفورد، رییس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده اعلام کرده که این کشور به تقویت سیستم های دفاع هوایی در منطقه خاورمیانه خواهد پرداخت. بدین ترتیب می توان گفت که استقرار سیستم PHASER در خاورمیانه نیز تحت تاثیر حملات پهپادی اخیر به عربستان سعودی از جانب نیروهای حوثی در یمن باشد.

اما این سیستم ضد پهپادی چگونه عمل می کند و چه کارآیی هایی دارد؟

سیستم ضد پهپادی PHASER  از امواج مایکروویو برای ناتوان سازی پهپادهای کلاس یک و دو استفاده می کند، پهپادهایی که وزنی کمتر از ۵۵ پوند (تقریباً ۲۵ کیلوگرم) داشته و در ارتفاع ۱٫۲۰۰ تا ۳٫۵۰۰ پایی با سرعت های بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ گره (۱۸۵ تا ۳۷۰ کیلومتر بر ساعت) پرواز می کنند. بدین ترتیب پهپاد RQ-11 Raven در یک سوی این گستره عملیاتی (کوچکترین) و پهپاد ScanEagle در سوی دیگر آن (بزرگ ترین) قرار می گیرد. مقامات ایالات متحده و عربستان سعودی ادعا می کنند که در حملات پهپادی اخیر به مجتمع های نفتی عربستان از حدود ۲۰ پهپاد و تعدادی موشک کروز استفاده شده است و برخی از این پهپادها از لحاظ کوچک بودن در زمره پهپادهایی قرار می گیرند که سیستم مایکروویوی PHASER توانایی از بین بردن آن ها را دارد.

به گفته مقامات پنتاگون و کمپانی ریتون، تاکنون از سیستم مایکروویو با قدرت بالا در مقابله با موشک های کروز استفاده نشده است. در واقع سیستم PHASER بخشی از یک رویکرد لایه ای تدافعی در مقابل تهدیدات هوایی بدون سرنشین است. کمپانی ریتون و دیگر کمپانی های تحقیقات نظامی در حال توسعه پهپادهای کامیکازه، سیستم های لیزری و حتی تورهایی برای ساقط کردن پهپادهایی در اندازه ها و اشکال مختلف هستند. استفاده از انرژی هدایت شده برای مقابله با این تهدیدات باعث ارزش بالای سیستم های مانند PHASER شده که روزگار طولانی است انتظار آن وجود دارد.سیستم مایکروویو با انرژی بالا PHASER  چگونه کار می کند؟

PHASER یک توپ مایکروویویی با انرژی بسیار بالاست که به شکل یک اشعه مخروطی از خود امواج رادیویی قوی ساطع می کند. اما این سیستم مانند یک مایکروویو معمولی عمل نکرده و در واقع باعث پختن پهپاد در اثر گرمای ناگهانی شدید نمی شود. به جای آن، این سیستم تراشه های موجود در این هواپیماهای بدون سرنشین کوچک را از طریق هجوم شدید انرژی مختل و از کار می اندازد. در واقع اینجا اثر گرمایی وجود ندارد بلکه می توان آن را یک تاثیر میدان الکتریکی دانست که روی سیستم الکترونیکی پهپاد اعمال می شود تا آن را از کار انداخته یا به طور دائمی به آن آسیب جدی وارد نماید و البته این تاثیر به سرعت و به محض برخورد امواج با آن صورت می گیرد.

(Raytheon High-Energy Laser Mission Scenarios) — A Raytheon illustration from a video released on October 8, 2018, shows a drone swarm attack on a USAF base at an undisclosed location in Southwest Asia being repelled by Raytheon vehicle-mounted high-energy lasers. (Raytheon)

لیزرها برای اینکه بتوانند تاثیرگذار باشند باید روی هدف متمرکز و ثابت شوند اما سیستم های مایکروویوی مانند PHASER دارای پالس های کوتاهتری از میکروثانیه هستند و در همین مدت نیز می توانند یک پهپاد را از کار بیندازند، امواجی که در صورت داشتن قابلیت دیده شدن مانند یک جرقه بودند. اما اپراتورهای چنین دستگاهی قبل از استفاده از آن به شناسایی مثبت و دقیق هدف نیاز دارند، از این رو «زنجیره کشتار» با شناسایی توسط رادارها و سپس یک دوربین و دیگر سنسورها آغاز می شود. آنتن مورد استفاده در سیستم PHASER از این داده ها برای هدف قرار دادن پهپادهای مهاجم استفاده می کند. پرسنل نیروی هوایی برای استفاده از این سیستم آموزش دیده و از آن در طول تمرینات برای ساقط کردن موفق پهپادها استفاده کرده اند، موفقیت هایی که در افزایش تمایل برای خرید آن ها بی تاثیر نبوده است.

دیگر توانایی قابل توجه این سیستم ها، قابلیت مقابله با هدف های مختلف و حملات پهپادی دسته زنبوری است که می تواند بدون این که مهمات آن به اتمام برسد به طور همزمان اهداف متعددی را مورد هدف قرار دهد. البته مقامات ایالات متحده ادعا کرده اند که این سیستم ها فواید و کاربردهای دیگری نیز غیر از مقابله با حملات پهپادی دارند که به دلیل محرمانه بودن به آن ها اشاره ای نشده است. البته این اولین باری نیست که ایالات متحده سعی در توسعه سیستم های دارای انرژی هدایت شونده داشته است.

در گذشته نیز از یک سیستم مشابه برای منفجر کردن بمب های کنار جاده ای از فاصله دور رونمایی شده بود که به دلیل هزینه بالا و حجم زیاد سیستم که امکان نصب در میدان نبرد را از آن می گرفت کنار گذاشته شد. برخی دیگر نیز به گفته مقامات به دلیل «چالش های تکنولوژیکی و علمی» کنار گذاشته شده اند. سیستم های دیگری نیز طراحی و توسعه یافته که از آن جمله می توان به سیستم لیزری با انرژی بالا که روی کامیون سوار می شود و یک سیستم لیزری ضد پهپادی دیگر از لاکهید مارتین اشاره کرد که قرار است سال ۲۰۲۲ رونمایی شود.

سیستم راداری آلمانی با قابلیت رهگیری جنگنده های پنهانکار مانند F-35؛ TwInvis

یک پیمانکار دفاعی آلمانی ادعا کرده که با یک سیستم راداری جدید موفق به رهگیری دو فروند جنگنده پنهانکار و فوق پیشرفته F-35 شده است، جنگنده های نسل پنجمی که گمان می شد غیرقابل شناسایی و رهگیری هستند. کمپانی Hensoldt ادعا می کند که جدیدترین جت های جنگنده آمریکایی را تقریباً ۱۰۰ مایل رهگیری و تعقیب کرده است. با این وجود این موضوع بدان معنا نیست که جنگنده های ۹۲ میلیون دلاری پنهانکار دیگر کارآیی ندارند، دستکم فعلاً نه. رادارهای مرسوم با انتشار امواج رادیویی و سپس مطالعه امواج برگشتی که پس از برخورد با سطوح پرنده انعکاس می یابند اشیائی که در آسمان هستند را شناسایی می کنند.

2

این اطلاعات به اپراتور رادار امکان می دهد که مقادیری مانند سرعت هواپیما یا موشک، ارتفاع و مسیر پروازی آن را تعیین نماید. سپس می توان از این رادارها برای فرستادن جنگنده ها به منظور رهگیری هواپیماهای دشمن یا شلیک هدفمند و دقیق موشک های سطح به هوا استفاده کرد. هواپیماهای پنهانکاری مانند F-35 آمریکایی و J-20 چینی طوری طراحی شده اند که بازگشت راداری آن ها در کمترین حد ممکن باشد که شناسایی آن ها برای سیستم های راداری امروزی را بسیار دشوار و تقریباً غیرممکن می سازد. سیستم پنهانکاری در امکان عبور از سیستم های دفاعی راداری بسیار موثر بوده و قابلیت بقای آن ها در آسمان دشمن را به مقدار قابل توجهی افزایش داده است.

به همین دلیل ایالات متحده نیز میلیاردها دلار صرف مطالعه سیستم های پنهانکار و طراحی و ساخت هواپیماهای پنهانکار کرده است. قابلیت پنهانکاری چنان برای بقای هواپیماهای نظامی حیاتی است که نیروی هوایی ایالات متحده به احتمال فراوان دیگر هیچ جت جنگنده غیرپنهانکاری در آینده نخواهد خرید. اما اکنون کمپانی آلمانی Hensoldt ادعا می کند که یک سیستم راداری غیرفعال جدید به نام TwInvis طراحی کرده که با مطالعه تراوش ها و امواج انتشاری الکترومغناطیسی در اتمسفر مانند سیگنال های ایستگاه های رادیویی، سیگنال های تلویزیونی، سیگنال های برج های تلفن های همراه و رادارهای تجاری می تواند اهداف پرنده را به شکل بی سابقه ای شناسایی نماید. این سیستم قادر است که هواپیمایی که در این دریای نامرئی از سیگنال ها در حال حرکت است را با «خوانش سیگنال های بازگشتی که با سطح این پرنده ها برخورد می نمایند» شناسایی کند.

4

این کمپانی آلمانی مدعی است که در سال ۲۰۱۸ و زمانی که دو فروند هواپیمای پنهانکار F-35A در نمایشگاه هوایی برلین شرکت کردند، سیستم راداری خود را در این نمایشگاه مستقر کرده تا کارآیی خود را در شناسایی هواپیماهای پنهانکار به نمایش بگذارد اما هواپیماهای  F-35A هیچگاه به پرواز درنیامدند. با این وجود سیستمی که خارج از نمایشگاه مستقر بود، این هواپیماها را در پروازهای بعدی شناسایی و حتی تا ۱۵۰ کیلومتر نیز آن ها را تعقیب کرده است. در حال حاضر سیستم راداری TwInvis تنها به عنوان یک سیستم راداری هشدار سریع کارآیی دارد که سیستم های دفاعی را از نزدیک شدن جنگنده های پنهانکار مطلع می سازد.

اما دستکم در حال حاضر این سیستم آنقدر پیچیده و کارآمد نیست که موشک ها با قابلیت هدایت راداری را به سمت هدف هدایت نماید هر چند گفته می شود توانایی فراهم آوردن اطلاعات مکانی کافی برای موشک های هدایت شونده مادون قرمز برای جستجوی نقاط داغ هواپیما مانند موتور و اگزوز آن را داراست. این تکنولوژی به نظر امیدوار کننده می رسد اما چندین فاکتور به TwInvis در شناسایی هواپیماهای پنهانکار F-35 کمک کرده اند. اول از همه اینکه این که اپراتورهای سیستم از زمان ورود این هواپیماها مطلع بوده و توانسته بودند از سیگنال های منتشر شده توسط فرستنده- گیرنده ADS-B این جت ها برای شناسایی آن سود ببرند.

6

در دوران جنگ، کشورهای متخاصم نخواهند دانست که هواپیماهای پنهانکار دشمن در حال پرواز به سمت آن ها بوده و سیستم های ADS-B جت ها نیز خاموش می شوند. موضوع مهم دیگر در مورد رادارها مربوط به سیستم کارکردی آن است: این سیستم راداری به سیگنال های فرستنده های غیرنظامی برای شناسایی هواپیماهای پنهانکار وابسته است. در بسیاری از نقاط جهان، به ویژه روی اقیانوس ها و مناطق دوردست زمین، سیگنال های زیادی برای جمع آوری داده از طریق آن ها وجود ندارد. کشوری که هواپیماهای پنهانکار در اختیار دارد می تواند شبکه های تلفن همراه را با حملات سایبری یا بمباران برج های منتشر کننده امواج رادیویی از کار بیندازد تا رادارهایی مانند TwInvis را ناکام سازد.

بدین ترتیب می توان گفت که هنوز فاصله زیادی با ناکارآمد شدن هواپیماهای پنهانکار داریم. همچنین سیستم راداری جدید آلمانی ها هزینه هایی را برای کشورهای مدافع ایجاد کرده و کشورهای متخاصم را وادار به صرف هزینه هایی هنگفت برای خرید سیستم های راداری غیرفعال خواهد کرد. زمان زیادی طول خواهد کشید تا تمام  کشورها بتوانند سیستم های راداری غیرفعال خریداری کرده یا بسازند.

چطور تکنولوژی ساخت پهپاد نظامی در بیش از ۱۰۰ کشور دورنمای جنگ ها را تغییر داده‌اند؟

تعداد کشورهای با قابلیت تولید و بکارگیری پهپادهای نظامی در یک دهه اخیر به سرعت افزایش یافته است. بر اساس گزارشی که در این زمینه منتشر شده، نزدیک به ۱۰۰ کشور جهان تکنولوژی لازم برای ساخت پهپاد در عرصه نظامی را داشته و دارای ناوگانی از این پرنده های بدون سرنشین هستند. در سال ۲۰۱۰، تنها حدود ۶۰ کشور دارای پهپادهای نظامی بودند اما تعداد این کشورها در حدود یک دهه اخیر به ۹۵ کشور افزایش یافته است. دن گتینجر، از مرکز کالج برَد که از کارشناسان نویسنده این گزارش است، در بررسی های خود ۱۷۱ نوع مختلف از پرنده های بدون سرنشین فعال در ارتش های جهان را شناسایی کرده است.

بر اساس این گزارش، در سراسر جهان، دستکم ۲۱٫۰۰۰ فروند پهپاد فعال وجود دارند اما تعداد واقعی پهپادهای نظامی در جهان باید بسیار بیشتر از این عدد باشد. مایکل هوروویتز، کارشناس ارشد مرکز امنیت آمریکای جدید (CNAS) تصریح می کند که در میان کشورهایی که به تکنولوژی ساخت پهپادهای نظامی دسترسی دارند، حدود ۲۰ کشور توان تولید پهپادهای مسلح را دارا هستند، سیستم های بسیار پیشرفته ای که دائماً در حال توسعه و توجه روزافزون ارتش های جهان هستند. و انتظار می رود توسعه تکنولوژی پهپادی همچنان ادامه داشته باشد، همانطور که کشوری مانند چین که یکی از صادر کنندگان اصلی سیستم های بدون سرنشین است، پهپادهای مسلح ساخت خود را نیز در سال های اخیر به دیگر کشورهای جهان صادر کرده است.

هورووویتز در این باره می گوید: «تکثیر پهپادی اجتناب ناپذیر است [و] پهپادهای نسل کنونی نوک نیزه ظهور ربات های در میان ارتش های سراسر جهان هستند». سیستم های جدید با سرعتی سرسام آور در حال ظهور هستند به نحوی که، به عقیده کارشناسان، پهپادها در میدان های نبرد آینده حضوری وسیع داشته و این تکنولوژی باعث ایجاد انقلابی در دنیای جنگ ها شده است. در سال های اخیر قابلیت و ظرفیت نبرد این سیستم های بدون سرنشین به شدت افزایش یافته و بدین ترتیب توانایی کشورهای دارنده این تکنولوژی برای ورود به جنگ نیز با افزایش همراه بوده است. گتینجر تصریح می کند: «به احتمال فراوان شاهد نقش بیشتر پهپادها در اتفاقات جهانی خواهیم بود، به ویژه در مناطقی که در آن ها تنش ژئوپلتیکی وجود دارد. این نقش را به وضوح در خلیج فارس، یمن، اوکراین و دیگر درگیری ها می بینیم».

پهپادها در اشکال و اندازه ها و البته میزان پیچیدگی مختلف ساخته شده و به ابزارهایی توانمند و مهم برای هم کشورها و هم بازیگران غیردولتی و شبه نظامی تبدیل شده اند. در ماه های اخیر پهپادهای مسلح در سراسر جهان خبرساز شده که اهمیت سیستم های بدون سرنشین را نشان می دهد. در هفته های گذشته، پهپاد آمریکایی MQ-25 Stingray که یک پهپاد سوخترسان است اولین پرواز خود را با موفقیت به پایان رسانده و انتظار می رود در آینده ای نزدیک روی عرشه ناوهای این کشور به کار گرفته شود. روسیه نیز از پرواز پهپاد جدید خود با نام Okhotnik (به معنای شکارچی) در کنار جنگنده نسل پنجمی Su-57 رونمایی کرده است که گامی مهم در زمینه همراهی پرنده های سرنشین دار و بدون سرنشین در نبردهای آینده به شمار می آید. چین نیز در جریان آماده سازی جشن روز ملی این کشور از یک پهپاد جاسوسی سوپرسونیک و یک پهپاد تهاجمی پنهانکار رونمایی کرده است.

با این وجود تازه ترین و مهم ترین حادثه مربوط به پهپادها، حمله دسته ای از پهپادها به تاسیسات نفتی عربستان سعودی در اوایل ماه جاری بود که سیستم تولید نفت عربستان را مختلف کرده و برای چند روز قیمت نفت را به شکل بی سابقه ای بالا برد. این در حالی است که پیشرفته ترین و بهترین سیستم های دفاع هوایی نیز قابلیت لازم برای شناسایی این شکارچیان کوچک و مرموز را ندارند زیرا برای چنین کاری طراحی نشده اند. این حملات که حوثی های یمنی مسئولیت آن را بر عهده گرفته اند باعث ایجاد رعب و وحشت در میان ارتش های جهان در مورد این تکنولوژی شد زیرا برای اولین بار مشخص شد که حجم آسیب چنین حملاتی تا به چه اندازه می تواند بزرگ باشد. این حادثه دومین اتفاق در ماه های اخیر بود (پس از ساقط شدن یک هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین گرانقیمت از نوع RQ-4A Global Hawk توسط سیستم های پدافندی ایران) باعث شد که ایالات متحده تلاش های خود برای طراحی و استخدام یک سیستم کارآمد برای مقابله با حملات پهپادی افزایش دهد.

حادثه ساقط شدن پهپاد آمریکایی توسط سیستم دفاع هوایی ایران نزدیک بود به یک جنگ تمام عیار بین طرفین منجر شود. دونالد بعد از این حادثه ادعا کرده بود که برای حمله به موشک ها و سایت های راداری ایران به عنوان تلافی این ماجرا برنامه ریزی شده اما در دقایق آخر از بیم نامتناسب بودن تعداد تلفات چنین حمله ای با ساقط شدن پهپاد آمریکایی دستور توقف عملیات را داده است. با این وجود در آینده ای نزدیک باید منتظر ساخت پهپادهایی بسیار پیشرفته تر بود که توانایی نبرد مانند جنگنده های بدون سرنشین، تشکیل تیمی از سرنشین داران و بدون سرنشین ها و پیشرفت در زمینه حملات و عملیات های بزرگ و دسته ای باشیم

هواپیمای جاسوسی دوران جنگ سرد و سریع‌ترین پرنده آهنی ساخت بشر؛ SR-71 Blackbird

در طی دوران جنگ سرد، این هواپیما بالاتر و سریع تر از هر پرنده ساخت انسان دیگری پرواز کرده و اکنون پس از گذشت ۵۵ سال از اولین پروازش هنوز هم چنین است. هواپیمای جاسوسی SR-71 Blackbird یا Lockheed SR-71 توسط کمپانی لاکهید مارتین در خفا و در اواخر دهه ۱۹۵۰ طراحی شد، هواپیمایی که توانست به فضا تکیه زده و حتی از یک موشک نیز پیشی بگیرد. تا به امروز، این هواپیما رکورد بالاترین ارتفاع در پرواز افقی و بالاترین سرعت برای یک هواپیمای با نیروی پیشرانه غیرراکتی را در اختیار داشته است. هواپیمای Lockheed SR-71 عضوی از یک خانواده هواپیماهای جاسوسی بود که برای ورود به قلمرو دشمن بدون مورد اصابت قرار گرفتن و حتی شناسایی شدن در روزگاری قبل از ساخت ماهواره ها و پهپاها طراحی شده بود.

رنگ سیاه روی تمام بدنه آن که به منظور پراکنده کردن گرما انتخاب شده بود باعث گردید که این هواپیما لقب Blackbird را بدست آورد و در ترکیب با بدنه کشیده و طولانی اش باعث شد که Lockheed SR-71 به چیزی متفاوت از هواپیماهایی که تا آن زمان ساخته شده بود شبیه باشد، طراحی خاصی که هیچ نقطه منفی به همراه نداشت. پیتر مرلین که یک تاریخ نگار حوزه هوانوردی است در این باره می گوید: «این هواپیما هنوز هم به چیزی متعلق به آینده شبیه است، اگر چه در دهه ۱۹۵۰ طراحی شده بود. به دلیل سبک خم شدگی بدنه و انحنا و پیچش های بال ها، بیشتر به موجودی طبیعی شبیه است تا یک ماشین مکانیکی. بیشتر هواپیماهای متداول طوری هستند که مشخص است کسی آن ها را ساخته اما این یکی بیشتر شبیه این است که موجودی رشد کرده».

جاسوس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)

در می ۱۹۶۰، یک هواپیمای جاسوسی U-2 متعلق به ایالات متحده بر فراز حریم هوایی اتحاد جماهیر شوروی و در حال عسکبرداری هوایی ساقط شد. در ابتدا دولت ایالات متحده ماهیت این هواپیما را یک هواپیمای تحقیقات هواشناسی عنوان کرد که مسیر خود را گم کرده بود اما وقتی که اتحاد جماهیر شوروی تصاویر خلبان دستگیر شده و تجهیزات شناسایی و جاسوسی هواپیما را منتشر کرد این داستان آمریکایی ها دروغ از آب درآمد. این حادثه واکنش های دیپلماتیک سریعی را در دوران جنگ سرد ایجاد کرده و نیاز به یک نوع جدید از هواپیماهای جاسوسی که بتواند سریع تر پرواز کرده و از آتش ضدهوایی های دشمن در امان باشد را تقویت کرد. مرلین در این باره می گوید: «سازمان سیا هواپیمایی می خواست که بتواند در ارتفاع بیش از ۹۰٫۰۰۰ پایی یا همان حوالی و با سرعت بالا و به عنوان یک پرنده پنهان از دید رادارها که امکان پذیر بود پرواز کند».

وظیفه طراحی چنین ماشین آینده نگرانه ای بر عهده کلارنس «کلی» جانسون ، به عنوان یکی از بزرگ ترین طراحان تاریخ هوانوردی جهان و تیم سری مهندسان  او در کمپانی لاکهید که Skunk Works نامیده می شد گذاشته شد. جانسون که در سال ۱۹۹۰ و همزمان با اولین سال بازنشستگی هواپیمای جاسوسی SR-71 Blackbird درگذشت، در این باره گفته است: «همه چیز باید اختراع می شد، همه چیز». اولین هواپیمای جاسوسی خانواده Blackbird با نام A-12 شناخته شده و اولین پرواز خود را در ۳۰ آوریل ۱۹۶۲ انجام داد. در کل، ۱۳ فروند از این نمونه تولید شد که برنامه طراحی و تولید آن بسیار سری و تحت نظارت سازمان سیا بود.

پوسته تیتانیومی

بدلیل اینکه هواپیمای SR-71 Blackbird برای پرواز سریع تر از ۲٫۰۰۰ مایل بر ساعت طراحی شده بود، اصطکاک و سایس با فضای اطراف باعث بالا رفتن دمای بدنه به میزانی می شد که قالب بدنه یک هواپیمای متداول را ذوب می کرد. به همین دلیل بدنه SR-71 Blackbird از تیتانیوم ساخته شد، فلزی که می توانست دماهای بالا را تاب بیاورد و همزمان سبک تر از فولاد بود. اما استفاده از تیتانیوم مشکلات جدیدی را ایجاد می کرد. اول از همه این که به دسته کاملی از ابزارها و تجهیزات جدید نیاز بود که همگی باید از تیتانیوم ساخته می شدند. در واقع باید مصالح جدیدی تولید می شد زیرا فولاد معمولی در کوچکترین تماس با تیتانیوم باعث خرد شدن آن می شد.

دوم اینکه تامین این همه تیتانیوم به خودی خود کار بسیار پیچیده و دشواری بود. مرلین در این باره تصریح می کند: «در آن دوران، اتحاد جماهیر شوروی بزرگ ترین تامین کننده تیتانیوم جهان بود. دولت ایالات متحده نیاز به خرید مقدار زیادی تیتانیوم داشت و احتمالاً در این مسیر از شرکت های جعلی استفاده می کرد». اولین نمونه از هواپیمای جاسوسی Lockheed SR-71 بدون رنگ آمیزی خاصی به پرواز درآمد که پوسته تیتانیومی نقره ای رنگی داشت. برای اولین بار بدنه تیتانیومی این هواپیما در سال ۱۹۶۴ با رنگ سیاه رنگ آمیزی شد، بعد از اینکه مشخص گردید این رنگ که به شکل موثری گرما را جذب و منعکس می کند به کاهش دمای تمام بدنه کمک خواهد کرد و بدین ترتیب بود که هواپیمای جاسوسی Blackbird متولد شد.

یک هواپیما با اسامی متفاوت

هواپیمای A-12 خیلی زود در قالب نسخه ای به عنوان یک رهگیر – نوعی هواپیمای جنگنده- شکل گرفت و نه یک هواپیمای جاسوسی و شناسایی. این موضوع به شکل موثری به معنای امکان اضافه کردن موشک های هوا به هوا و کابین دومین خلبان برای خدمه به منظور کنترل تجهیزات راداری ضروری بود. این هواپیمای جدید که ظاهری شبیه -۱۲ با یک دماغه متفاوت داشت، YF-12 نام گرفت. در حالی که برنامه تولید A-12 همچنان بسیار سری باقی مانده بود اما وجود هواپیمای YF-12 در سال ۱۹۶۴ توسط رییس جمهور لیندون بی جانسون فاش شد. در کل سه فروند از این هواپیما ساخته شده و در نیروی هوایی ایالات متحده به کار گرفته شدند. سومین نسخه از هواپیمای جاسوسی که بعدها SR-71 Blackbird نام گرفت نیز در همان سال ها تولید شده و M-21 نام داشت، هواپیمایی که دارای یک دکل برای استقرار و پرتاب یکی از اولین نمونه های پهپادهای بدون سرنشین بود.

از این نسخه نیز دو فروند ساخته شد اما بعد از برخورد یک پهپاد با هواپیمای مادر در سال ۱۹۶۶ که باعث مرگ یکی از خلبانان شد ادامه این برنامه متوقف گردید. آخرین نسخه مشتق شده از A-12 با کابین دوگانه و ظرفیت سوخت بیشتر SR-71 نامیده می شد که به عبارت «Strategic Reconnaissance» به معنای «شناسایی استراتژیک» یا «جاسوسی استراتژیک» اشاره داشته و اولین بار در ۲۲ دسامبر ۱۹۶۴ به پرواز درآمد. این همان نسخه ای بود که عملیات های شناسایی و جاسوسی را در ۳۰ سال آینده برای نیروی هوایی ایالات متحده انجام داده، در کل ۳۲ فروند از آن ساخته شده و تعداد کلی اعضای خانواده Blackbird را به ۵۰ فروند می رساند.

An air-to-air left front view of a YF-12 aircraft.

پنهانکاری در زمانی که هنوز پنهانکاری وجود نداشت

بدنه هواپیمای SR-71 برخی از اولین ترکیبات کامپوزیتی که در ساخت هواپیما استفاده می شد را در خود داشت، ترکیباتی که شناسایی هواپیمای مذکور را برای رادارهای دشمن دشوار می ساخت. مرلین در این باره می گوید: «در واقع این هواپیما پنهانکار بود پیش از آنکه از واژه پنهانکار استفاده شود». با پرواز در ارتفاعات بالاتر از تیررس آتش ضد هوایی، سریع تر از موشک و تقریباً پنهان از دید رادارها، هواپیمای جاسوسی Blackbird می توانست بدون مشکل و مزاحمتی وارد حریم هوایی دشمن شود. به گفته مرلین، «هدف این بود که زمانی که دشمن متوجه حضور آن شده و موشک هایش را پرتاب می کرد، این هواپیما در راه خارج شدنش باشد. اما این قبل از زمانی بود که ما ارتباطات داده ای فوری داشتیم، به همین دلیل آن ها روی فیلم ها عکسبرداری کرده و فیلم ها را به پایگاه بر می گرداندند تا تحلیل شده و مورد مطالعه قرار گیرند».

در نتیجه، هیچ هواپیمای Blackbird توسط آتش دشمن ساقط نشد. با این وجود ثبات و قابل اعتمادی این هواپیما مسئله ساز شده و از ۳۲ فروند، ۱۲ فروند در نتیجه تصادف و حوادث مختلف از بین رفتند. همچنین هدایت و پرواز با این هواپیمای پیچیده بسیار دشوار بود. مرلین درباره این موضوع نیز چنین اظهارنظر می کند: «برای آماده سازی این هواپیما به لشکری از افراد نیاز بود. هر ماموریت عملیاتی Blackbird مانند ماموریت های فضایی دارای شمارش معکوس بود زیرا آماده سازی های متعددی برای خدمه و خود هواپیما وجود داشته و مقدار غیرقابل تصوری از کار و نیروی انسانی مورد نیاز بود».

خلبانان هواپیمای جاسوسی SR-71 Blackbird نیز به خاطر شرایط سخت و پیچیده ای که در پرواز در ارتفاعات بالا ایجاد می شد باید به شکل ویژه و متفاوتی برای عملیات و پرواز با این هواپیما آماده شده و آموزش می دیدند. مرلین در این باره نیز چنین گفته است: «آن ها در واقع لباس های فضانوردان را به تن می کردند، همان چیزهایی که بعدها خدمه شاتل فضایی پوشیدند. کابین خلبان نیز هنگام پرواز با سرعت های بالا به شدت داغ می شد، آنقدر که خلبانان در ماموریت های طولانی، غذای خود را با چسباندن آن به شیشه کابین گرم می کردند».

هیچ هواپیمایی از نوع Blackbird بر فراز حریم هوایی اتحاد جماهیر شوروی پرواز نکرد- تاکتیکی که دولت ایالات متحده پس از حادثه ساقط شدن هواپیمای جاسوسی اش در سال ۱۹۶۰ در پیش گرفته بود- اما همچنان این هواپیماها نقشی مهم در دوران جنگ سرد داشته و ماموریت های مختلفی را در شرایط حیاتی در خاورمیانه، ویتنام و کره شمالی انجام دادند. در سال ۱۹۷۸، هواپیمای جاسوسی SR-71 رکوردی را از خود به جای گذاشت که همچنان پابرجاست: پرواز مداوم در ارتفاع ۸۵٫۰۶۹ فوتی و رسیدن به حداکثر سرعت ۲٫۱۹۳ مایل بر ساعت یا ۳٫۳ ماخ.

برنامه توسعه این هواپیما در سال ۱۹۹۰ و استفاده از تکنولوژی هایی مانند ماهواره های جاسوسی و امکان پذیر شدن ساخت پرنده های بدون سرنشین و پهپادها و دسترسی لحظه ای و مستقیم به داده های جاسوسی متوقف گردید. هواپیمای SR-71 برای آخرین بار در سال ۱۹۹۹ توسط سازمان ناسا به پرواز درآمده و در جریان آن از دو فروند هواپیمای مذکور برای تحقیقات هوانوردی در ارتفاع و سرعت بالا استفاده گردید. از آن زمان به بعد، Blackbird های باقیمانده به موزه ها رفته اند.

زیردریایی های با قابلیت پرتاب هواپیماهای بدون سرنشین؛ ناو هواپیمابر جنگ های آینده

در ۲۶ آوریل ۲۰۱۷، در کارخانه کشتی سازی دالیان، چین پر از فعالیت و جنب و جوش بود. نیروی دریایی چین در آستانه به آب انداختن یک کشتی جنگی جدید بود، کشتی که می توانست نام چین را به عنوان یکی از قدرت های دریایی جهان تثبیت کند. در حالی که کشتی های مجاور با بوق های ممتد خود این واقعی را جشن می گرفتند، یکی از مقامات رسمی چین با کوبیدن یک بطری نوشیدنی به بدنه خاکستری کشتی به سبک سنتی دریانوردان، به آب انداخته شدن این کشتی را اعلام کرد. سرود ملی چین نواخته شد در حالی که تکه های کاغذ و نوارهای رنگی به آسمان پرتاب شده و سراسر عرشه کشتی ۶۶,۰۰۰ تنی چینی که با عنوان «Type 002» شناخته می شد را پوشاند.

تابستان امسال بود که این کشتی جنگی اولین آزمایشات دریایی خود را در دریای زرد انجام داد. جشن گرفتن این موضوع دلیل خاص و مهمی داشت: ناوهای هواپیمابر از زمانی که ناوهای Enterprise، Hornet و Yorktown به ایالات متحده کمک کردند که نبرد دریایی موسوم به Midway را در جنگ جهانی دوم برنده شود همواره بر دریاها حکمرانی کرده اند و در این مدت برای نشان دادن و اعمال قدرت نظامی این کشور در سراسر جهان بسیار موثر بوده اند. با این وجود در شرایطی که کشورهای دیگری مانند بریتانیا، ژاپن و ایتالیا نیز به ساخت ناوهای هواپیمابر ادامه می دهند، به نظر می رسد که آینده ناوهای هواپیمابر سنتی در هاله ای از ابهام قرار دارد و دیگر کارآیی گذشته را نخواهند داشت.

ناوهای هواپیمابر بسیار پرهزینه بوده، تامین امنیت آن ها دشوار و جان پرسنل روی آن شدیداً در خطر است. از دست دادن تنها یک ناو هواپیمابر کلاس Ford به اندازه دو برابر تلفات انسانی که نیروی دریایی ایالات متحده در حمله ژاپنی ها به بندر پرل هاربر در طول جنگ جهانی دوم برای این کشور تلفات خواهد داشت. و اینکه ناوهای هواپیمابر سنتی تجهیزات مناسبی برای مقابله با نسل های جدید سلاح های تهاجمی دشمن مانند اژدرهای فوق سریع، موشک های بالستیک ضد کشتی و سلاح های هایپرسونیک ندارند. بدین ترتیب کارشناسان نظامی ایده های جالبی در مورد اینکه ناوهای هواپیمابر آینده چگونه باید باشند دارند.

ناوهای هواپیمابر امروزی: پرهزینه و خارج از رده

کارشناسان نظامی از دهه های بسیار دور و از سال ۱۹۴۵ از مرگ ناوهای هواپیمابر سخن گفته بودند و این در حالی است که در آن زمان تنها ۹ سال از پایان دادن به سلطه کشتی های جنگی بر دریاها توسط ناو هواپیمابر می گذشت. در آن زمان دلیل اجتناب ناپذیر بودن مرگ ناوهای هواپیمابر این بود که سلاح های هسته ای می توانستند یک ناوگروه کامل را غرق کرده و اشکال مرتبط با ناوهای هواپیمابر از جنگ های دریایی را قدیمی و از رده خارج نمایند. این اتفاق هنوز رخ نداده اما ناوهای هواپیمابر هنوز هم نقص هایی دارند که باعث شده این تجهیزات برای جنگ های امروزه و آینده ایده آل نباشند.

ساخت ناو هواپیمابر و هواپیماهایی که روی عرشه آن را پر می کنند دشوار و پرهزینه بوده و این هزینه بعد از ساخت و در دوران تعمیر و نگهداری و انجام عملیات نیز همچنان سرسام آور است. برای مثال ناو هواپیمابر جدید USS Gerald R. Ford به تنهایی بیش از ۱۳ میلیارد دلار هزینه روی دست نیروی دریایی ایالات متحده گذاشته و ۷۴ فروند پرنده نظامی که روی عرشه آن قرار می گیرند- از جنگنده های Super Hornet تا هلیکوپترهای MH-60R Seahawk- بیش از ۵ میلیارد دیگر نیز به این هزینه افزوده اند. همچنین باید هزینه نگهداری و انجام عملیات این پرنده های نظامی روی عرشه ناوها را نیز به این مقدار افزود به نحوی که هزینه نگهداری و عملیات هواپیماهای F-35C به ازای هر ساعت ۴۴,۰۰۰ دلار برآورد شده است.

هزینه ساخت آخرین نمونه جنگنده ناو هواپیمابر-پایه، جنگنده Lockheed Martin F-35C Lightning II- بیش از ۱۰۷ میلیون دلار (دقیقاً ۱۰۷,۷ میلیون دلار) بوده است. علاوه بر این، کشورهای دیگر نیز در حال توسعه و ساخت سلاح های سریع تر و قدرتمندتری هستند که می توانند ناوهای هواپیمابر را به قعر دریاها بفرستند. کشور چین در سال های اخیر موشک بالستیک ضد کشتی DF-21D و موشک هایپرسونیک DF-17 را ساخته که اکنون با پهپادهای هایپرسونیک DR-8 هماهنگ شده و بر قدرت و تاثیرگذاری آنان افزوده شده است.

این سلاح ها که در رژه سالانه ارتش خلق چین در اکتبر گذشته در پایتخت چین، پکن، به نمایش درآمدند، تهدیدی بی سابقه برای ناوهای هواپیمابر ایالات متحده محسوب می شوند. در صورت وقوع جنگ، نیروهای دریایی و هوایی چین می توانند با استفاده از پهپادهای نظامی پیشرفته خود ناوهای هواپیمابر ایالات متحده را موقعیت یابی کرده و حملاتی برنامه ریزی شده و منظم را با دو موشک پیشرفته فوق علیه آن ها انجام دهند که می توانند براحتی سیستم های دفاعی ناو هواپیمابر آمریکایی را احاطه و شکست دهند.

قدرت نظامی بدون سرنشین

به طور سنتی، یک ناو هواپیمابر به عنوان نوعی کشتی جنگی شناخته می شود. اما در واقع کارکرد اصلی و متمایز این کشتی های جنگی در همکاری آن ها با هواپیماهایی است که روی عرشه آن ها قرار دارند. بدین ترتیب شاید تنها چیزی که مانع از رده خارج شدن ناوهای هواپیمابر شود همان همکاری این دو باشد. برای مثال، ناو هواپیمابر Coral Sea در کلاس Midway که در طول جنگ جهانی دوم ساخته شد اما با جایگزین کردن جت های جنگنده F/A-18 Hornet به جای جنگنده های پروانه دار F8F Bearcat توانست تا دهه ۱۹۹۰ نیز در سرویس باقی بماند. با جایگزینی پیستون ها با موتورهای جت، هواپیماهای روی عرشه ناو هواپیمابر Coral Sea از حداکثر سرعت ۴۵۵ مایل بر ساعت به سرعت ۱٫۴۰۰ مایل بر ساعت رسیدند. اژدرها و بمب های موجود در ناو نیز جای خود را به سلاح های هسته ای دادند.

با تغییر جنگ ها و پیشرفت تکنولوژی، جنگنده های جدید و موثرتری تولید شده و ناوهای هواپیمابر به سادگی جنگنده های قدیمی را برداشته و نمونه های جدیدتر را جایگزین آن ها ساختند. اما این هواپیماهای جدید به همان اندازه دارای خلبانانی کارآزموده و با آموزش های مدرن شده نبودند. در سال ۲۰۱۷، سناتور جان مک کین، از یک گزینه جایگزین برای ارتش ایالات متحده سخن گفت که ساخت ناوهای هواپیمابر کوچکتر با هزینه ساخت و نگهداری کمتر در کنار سرمایه گذاری در زمینه هواپیماهای تهاجمی بدون سرنشین (UCAV) را پیشنهاد می داد. انتظار می رود که این جنگنده های تهاجمی بدون سرنشین که پهپادهای امروزی تنها نسل های اولیه آن ها هستند در آینده جایگزین هواپیماهای سنتی سرنشین دار شوند.

به گفته کارشناسان، این پهپادهای توانمند پس از پرواز دیگر نیازی به بازگشت به پایگاه های خود (معمولاً روی عرشه ناوها)، زنده نگه داشتن خلبان و نگران مورد هدف قرار گرفتن در آسمان دشمن نخواهند بود. در عملیات های بسیار خطرناک، توجیه هزینه هواپیماهای سرنشین دار و با قابلیت استفاده مجدد بسیار دشوار خواهد بود حتی اگر از پهپادهای جایگزین حتی بتوان تنها یک بار استفاده کرد. برداشتن خلبان می تواند هزینه و پیچیدگی هواپیماها را نیز کاهش داده و به ارتش ها این امکان را بدهد که پهپادهای بیشتری خریداری کنند. نیروی دریایی ایالات متحده اولین پهپاد خود را در سال ۲۰۱۳ از روی عرشه یک ناو هواپیمابر به پرواز درآورد و اولین پهپاد با قابلیت پرواز از روی ناو هواپیمابر، پهپاد سوخت رسان MQ-25A Stingray، در سال ۲۰۲۴ به ناوگان دریایی ایالات متحده خواهد پیوست.

نیروی هوایی ایالات متحده در حال حاضر مشغول آزمایش پهپاد تهاجمی پرسرعت XQ-58A Valkyrie است. این پهپاد با برد پروازی ۱,۵۰۰ مایل برای عملیات پنهانکاری طراحی شده و می تواند تا دو بمب گلایدری GBU-39 Stormbreaker که در تمام شرایط جوی قابل پرتاب است را در محفظه داخلی نگهداری مهمات خود نگهداری نماید. هواپیماهای ناو-پایه امروزی، اعم از سرنشین دار و بدون سرنشین، از روی عرشه های دارای کادر پروازی انسانی بلند شده و فرود می آیند.

ایالات متحده در آینده می تواند از هواپیماهای بدون سرنشین تهاجمی مناسب پرواز از باندهای پرواز زمینی در کنار نسخه های بزرگ تر پهپادهای Sea Robin متعلق به نیروی دریایی استفاده کند که از لانچرهای دالانی اژدر و موشک نیز شلیک شده و به سمت آسمان پرواز می کنند. به باور کارشناسان، استفاده از پهپادها می تواند به کاهش نیاز به نیروی انسانی در کشتی ها منجر شده و با استفاده از ربات ها در عرشه آن ها، در تعداد پرسنلی که برای تعمیر و نگهداری و عملیاتی کردن این هواپیماها حیاتی هستند به مقدار قابل توجهی صرفه جویی نمود.

بیشتر بخوانید: قوی ترین ناوهای هواپیمابر هسته ای جهان: شارل دوگل، نیمیتز و جرالد آر فورد

پنهانکاری بی رقیب

اچ آی ساتن، کارشناس برجسته جنگ ها و تجهیزات نظامی دریایی، بر این باور است که خود ناوهای هواپیمابر نیز باید در آینده به کشتی هایی نیمه شناور تبدیل شوند که از مخازن تعادلی برای بالا بردن یا پایین آوردن خود در برابر سطح آب استفاده کنند. یک ناو هواپیمابر نیمه شناور، به باور ساتن، می تواند «در طی عملیات پروازی در  ارتفاع کمتر از دو متری از امواج در شرایط آرام یا مواج دریایی قرار گرفته اما وقتی که عملیات پروازی در کار نیست این فاصله از امواج را کاهش دهد». او این ناوهای آینده را ناوهایی با سطح بسیار صیقلی و دارای قابلیت پنهانکاری با حجم و ارتفاع کمتر و شبیه به زیردریایی هایی که روی سطح اقیانوس حرکت می کنند دانسته که دارای آسانسورها و عرشه های پروازی متحرک برای هواپیماهای بدون سرنشین تهاجمی آینده هستند.

گزینه دیگر به زیر آب بردن دائمی ناو و ساخت یک زیردریایی بسیار غول پیکر با نیروی هسته ای است که توانایی به پرواز درآوردن پهپادهای تهاجمی از سیلوهایی که در بدنه آن تعبیه شده را دارا باشد. پلتفرم زیردریایی برای پرتاب پهپادها، به باور برخی کارشناسان، شانس بیشتری برای بقا در محیط های پرخطر و بدون امکان دسترسی خواهد داشت. در شرایطی که یک ناو هواپیمابر می تواند از سرعت بالا و قابلیت تحرک خود برای جلوگیری از قرار گرفتن در معرض حملات موشکی استفاده کند اما نمی تواند با قابلیت پنهانکاری حتی یک زیردریایی بسیار غول پیکر نیز رقابت داشته باشد. زیردریایی های با قابلیت پرتاب پهپاد ممکن است چیزی شبیه آن چه باشد که در برخی فیلم های بلاک باستر هالیوودی می بینیم یا خواهیم دید اما یک نسخه برای چنین ماشینی قبلاً ساخته شده است: چهار فروند زیردریایی کلاس اوهایو (Ohio) ایالات متحده با قابلیت حمل موشک های کروز.

این زیردریایی ها که برای حمل موشک های بالستیک زیردریایی-پرتاب طراحی شده اند به خاطر توافق کنترل تسلیحات نظامی با روسیه از برنامه پنتاگون برای ساخت سلاح های استراتژیک هسته ای خارج شدند. اما نیروی دریایی ایالات متحده تصمیم گرفت که به جای بازنشسته کردن زودهنگام این زیردریایی ها، تغییراتی در این زیردریایی ها و نمونه های دیگر ایجاد کرده تا بجای موشک های هسته ای بتوانند از موشک های کروز توماهاک استفاده کنند. نتیجه کار چیزی شبیه زیردریایی های هواپیمابر است. هر زیردریایی کلاس اوهایو می تواند ۱۵۴ فروند موشک توماهاک یا پهپادهای Sea Robin حمل کند و بدین ترتیب دستکم از لحاظ تئوری به دنبال اهداف گشته و پس از شناسایی به آن ها حمله کند، ماموریتی که همواره از ماموریت های اصلی ناوهای هواپیمابر بوده است.

هر یک از این زیردریایی ها دارای توان آتشی به اندازه یک ناو هواپیمابر بوده در حالی که تنها با ۱۵۵ خدمه کار می کنند در حالی که یک ناو هواپیمابر کلاس فورد به بیش از ۴,۵۵۰ ملوان نیاز دارد. همچنین در مورد توانایی و کارآمدی این زیردریایی ها باید گفت که تاکنون هیچ گزارشی دال بر مورد حمله قرار گرفتن زیردریایی های کلاس اوهایو در حین عملیات گشت زنی مخابره نشده است. بخش زیادی از تکنولوژی مورد نیاز برای توسعه زیردریایی های با قابلیت پرتاب پهپاد- مانند ساخت یک ماشین دریایی غول پیکر با قابلیت رفتن به زیر آب یا کنترل کردن پهپادها در دریا- از پیش بدست آمده است. با این وجود می توان گفت که مشاهده ناوهای هواپیمابر به شکل زیردریایی در دو طرف جنگ در آینده ای نزدیک غیرمحتمل به نظر می رسد.

پهپاد مجهز به مسلسل، دوربین دید در شب و بازوهای رباتیک ساخت ترکیه؛ Songar

ترکیه از اولین پهپاد مسلح خود رونمایی کرده است، یک پهپاد تاکتیکی که برای پشتیبانی آتش از کاروان ها و استحکامات دفاعی طراحی شده و با برد تا ۶ مایل، قابلیت پرواز و انجام عملیات در طول روز و شب را داراست. این پهپاد نه تنها دوربین دارد بلکه به یک مسلسل سبک نیز مجهز شده است. پهپاد سونگار (Songar) توسط کمپانی Asisguard که از پیمانکاران وزارت دفاع ترکیه است ساخته شده و به گفته کمپانی سازنده برای «افزایش امکان بقا در برابر آتش های ایذایی در مناطق گشت زنی یا مراکز دفاعی، یا در صورت هر گونه شبیخون یا تهدید در حین انتقال خودروها و کاروان های زمینی» طراحی شده است. پهپاد دارای مسلسل ترکیه، به گفته سازندگاش، می تواند با دقتی بالا اهداف خود را مورد اصابت قرار دهد.

بدین ترتیب ترکیه به اولین کشوری تبدیل خواهد شد که دارای این نوع از پهپاد شده و ماه آینده اولین پهپاد از این سری را دریافت خواهد کرد. این پرنده بدون سرنشین به وزن ۲۵ کیلوگرم دارای ۸ تیغه چرخان بوده که به کمک آن ها پرواز می کند. مسلسل آن نیز دارای ۲۰۰ گلوله ۵٫۵۶ میلیمتری بوده و می تواند به صورت تک تیر یا ۱۵ گلوله در حالت رگباری به سمت هدف شلیک نماید. کشورها و گروه های بسیاری تاکنون از پهپادهای نظامی کوچک استفاده کرده اند که می توانند نارنجک پرتاب کرده یا برای منفجر کردن بسته های انفجاری به سمت هدف خود پرواز نمایند. اما سونگار که توسط کمپانی الکترونیکی Asisguard مستقر در آنکارا ساخته شده اولین پهپادی است که به سلاح خودکار مجهز شده و وارد سرویس خواهد شد.

برای پهپادها شلیک دقیق بسیار دشوار است که خود از دشوار بودن تخمین مسافت و زاویه شلیک و تا حدودی نیز لگد هر شلیک که به مقدار قابل توجهی پهپاد را تکان می دهد ناشی می شود و هدف گیری گلوله بعدی را تحت تاثیر قرار می دهد. سیستم سونگار برای مقابله با این چالش ها دارای دو سیستم است. یکی از این سیستم ها، استفاده از سنسورهای مختلف مانند دوربین ها و لیزر مخصوص تخمین مسافت برای تحلیل فاصله، زاویه و سرعت باد و در نهایت هدفگیری است. سیستم دوم نیز گروهی از بازوهای رباتیک است که برای جبران و تصحیح اثرات ناشی از لگد تفنگ، وظیفه کنترل تکان های مسلسل را بر عهده دارند.

کمپانی سازنده ادعا می کند که سونگار دقت شلیک به یک منطقه ۱۵ سانتیمتری از فاصله ۲۰۰ متری را دارد. این میزان دقت برای برخورد تمامی گلوله ها به یک هدف به اندازه انسان در فاصله ۲۰۰ متری کافی است. یک خلبان انسانی از راه دور نیز از طریق صفحه نمایشی که روی کنترل از راه دور پهپاد قرار دارد این هدفگیری را انجام می دهد. کمپانی Asisguard تصریح می کند که بهبود دقت پهپاد سونگار بدین معناست که این سیستم قادر خواهد بود اهداف خود را با دقتی بالا از فاصله ۴۰۰ متری نیز مورد هدف قرار دهد. همچنین این پرنده نظامی دارای سنسورهای دید در شب برای انجام عملیات در تاریکی بوده، تا ارتفاع ۲٫۸۰۰ متری بالا رفته و برد آن ۱۰ کیلومتر است.

همچنین این پهپاد قابلیت انجام عملیات به شکل گروهی را داشته و می توان با تنها یک کنترل از راه دور، سه پهپاد را هدایت کرد در حالی که هر سه می توانند به صورت همزمان به سمت هدف شلیک کنند. متوقف کردن پهپادها بسیار دشوار است و بیم آن می رود که گروه های شبه نظامی و گروه های تروریستی به این تکنولوژی دست یافته و نسخه های مناسب و خاص خود را تولی کنند. همچنین پهپاد سونگار می تواند آغازگر قابلیت و استفاده جدیدی برای پهپادها باشد. به عقیده کارشناسان، پهپادهای مجهز به مسلسل می تواند با آتش خود نیروهای مدافع را برای مدتی در حالت دفاعی قرار داده و در این مدت، دیگر پهپادها با فراغ بال و امنیت بیشتری به اهداف مهم تر مانند زیرساخت ها یا خودروها حمله کنند.

این پرنده بدون سرنشین از هر دو سیستم موقعیت یابی GPS  آمریکایی و GLONASS روسی پشتیبانی کرده و لوله مسلسل آن نیز طوری طراحی شده که از داغ شدن بیش از حد جلوگیری می کند. همچنین مسلسل سونگار دارای سیستم شلیک با قابلیت تثبیت اتوماتیک بوده و می تواند تا ۶۰ درجه چرخش داشته باشد. اگر چه این پهپاد دفاعی بوده و برای پرواز بر فراز کمین کنندگان، شناسایی مکان استقرار آن ها و آتش گشودن به روی آنان با سلاح سبک طراحی شده اما به گفته کمپانی سازنده اگر بیش از پیش مسلح شود می توان از آن برای عملیات های تهاجمی نیز استفاده کرد.

۵ نیروی هوایی برتر و قدرتمند حال حاضر جهان از لحاظ کیفی و کمی؛ سلاطین آسمان‌ها

قرار گرفتن در میان ۵ نیروی هوایی برتر و قدرتمند جهان کاری بسیار سخت و چالش برانگیز است. نیروهای هوایی بزرگ، آموزش دیده و بسیار مجهزی وجود دارد که شایستگی و شرایط قرار گرفتن در این فهرست را داشته باشند. در میان این کاندیداها کشوری مانند روسیه نیز دیده می شود که از برخی جهات عقب تر از کشورهای دیگر است. نیروی هوایی روسیه، در حالی که بر اساس مقیاس هواپیما به هواپیما کهنه تر و قدیمی تر از بسیاری از نیروهای هوایی کشورهای دیگر است، اما از لحاظ عددی بزرگ ترین نیروی هوایی جهان به شمار آمده و با توجه به برنامه هایی که برای مدرن سازی ناوگان هوایی خود داشته و سلاح های هسته ای هواپرتابی که در اختیار دارد به یکی از قدرتمندترین نیروهای هوایی جهان بدل شده است.

2

نمی توان نادیده گرفت که به لطف پوتین و سورتی های مکرر هواپیماهای نظامی او در نزدیکی حریم هوایی کشورهای عضو ناتو و ژاپن، این کشور به این زودی ها از جرگه نیروهای ترسناک هوایی خارج نخواهد شد. چین نیز از بسیاری جهات وضعیتی مشابه روسیه داشته و در حال مدرن سازی، تقویت نیروی هوایی خود و به پرواز درآوردن هواپیماهای جنگی اش در نقاط بیشتری از جهان برای ارعاب کشورهای غربی است. در کنار این موضوعات باید به نقاط ضعف و آسیب پذیری هایی اشاره کرد که علیرغم تجهیزات خوب و آموزش قابل توجه برخی نیروهای هوایی در نتیجه بودجه های ناکافی، مانع از راهیابی این نیروها به فهرست ۵ نیروی هوایی برتر جهان شده است.

برای مثال کشورهای اروپایی علیرغم داشتن تجهیزات و آموزش کافی، به دلیل عدم اختصاص بودجه مناسب نتوانسته اند به خوبی از پسِ نقش ها و نیازهای ملی خود در بخش نیروی هوایی برآیند. برخی کشورها نیز علیرغم داشتن تجهیزات بسیار پیشرفته نظامی هوایی، به دلیل ناکارآمدی در زمینه آموزش پرسنل، با افت جایگاه مواجه هستند؛ برای مثال بسیاری از کشورهای خاورمیانه.

ایالات متحده

نیروی هوایی

سرآمد بال هوایی ارتش ایالات متحده، نیروی هوایی این کشور که به اختصار USAF نامیده می شود مسئول اصلی ماموریت های هوایی و فضایی کشور به شمار می آید. این نیرو مسئولیت مدیریت هر گونه عملیات هوایی از شلیک موشک های بالستیک قاره پیما تا پرتاب شاتل های فضایی X-37 و A-10 Thunderbolt قاتل تانک را بر عهده دارد. این نیرو همچنین ماموریت های فضایی، عملیات های چتربازی و ریختن بمب بر سر نیروهای متخاصم را هماهنگی می کند.

نیروی هوایی ایالات متحده بیش از ۵٫۶۰۰ پرنده نظامی در انواع مختلف، از جنگنده اف-۲۲ رپتور، اف-۳۵، اف-۱۵ و اف-۱۶ را در اختیار دارد. همچنین این نیرو از بمب افکن های بی-۱، بی-۲ و بی-۵۲  و البته هواپیماهای ترابری سی-۵، سی-۱۷ و سی-۱۳۰ سود می برد که در پایگاه های هوایی داخل کشور و دیگر نقاط جهان، از بریتانیا گرفته تا ژاپن و عراق مستقر هستند. نیروی هوایی ایالات متحده تقریباً ۳۱۲٫۰۰۰ پرسنل فعال دارد که تنها از تعداد پرسنل هوایی ارتش چین کمتر بوده هر چند تعداد هواپیماهای آن از بال هوایی ارتش چین بیشتر است. USAF اولین نیروی هوایی جهان بود که هواپیماهای جنگی پنهانکار، اولین جنگنده نسل پنجم و اولین ناوگان هواپیماهای مخصوص عملیات تماماً پنهانکاری را به کار گرفت.

این نیرو با برنامه خرید ۱٫۷۶۳ فروند از انواع جنگنده اف-۳۵ و بیش از ۱۰۰ فرونود بمب افکن تهاجمی دوربرد سرنشین دار قصد دارد همچنان برتری قابل توجه خود در بخش هوایی را حفظ کند. پرنده های تهاجمی بدون سرنشین با افزایش توانمندی های پنهانکاری و تهاجمی، رفته رفته به بخش بزرگی از ناوگان کلی هوایی ارتش ایالات متحده تبدیل خواهند شد. همچنین نیروی هوایی ایالات متحده مدیریت دو ستون از سه گانه هسته ای ایالات متحده، از جمله ۴۵۰ فروند موشک بالستیک قاره پیما و بمب افکن های استراتژیک را تحت کنترل و مدیریت خود دارد.

نیروی دریایی و تفنگداران ویژه

نیروی دریایی و تفنگداران ویژه ایالات متحده که به دلیل بزرگی و توانمندی هایشان در ترکیب با هم دومین نیروی هوایی بزرگ جهان را تشکیل می دهند، یش از ۳٫۷۰۰ پرنده نظامی در انواع مختلف در اختیار دارند. این بال هوایی شامل ۱٫۱۵۹ فروند جنگنده، ۱۳۳ فروند پرنده تهاجمی، ۱۷۲ فروند پرنده گشتی، ۲۴۷ فروند پرنده ترابری و ۱٫۲۳۱ فروند هلیکوپتر است. بال هوایی نیروی دریایی ایالات متحده مسئولیت حفاظت از ناوگان دریایی این کشور و انجام ماموریت های هوایی از/روی اقیانوس ها و دریاهای جهان را بر عهده دارد. اکثر پرنده های نظامی نیروی دریایی و تفنگداران ویژه دریایی عملیات های خود را از روی کشتی های جنگی که در دریاها هستند انجام می دهند، یک وظیفه بسیار مشکل و خطرناک که به آموزش بسیار زیاد و توانمندی بالا نیازمند است.

مشهودترین بخش بال هوایی نیروی دریایی ایالات متحده مربوط به پرنده های نظامی این کشور است که روی ۱۱ فروند ناو هواپیمابر هسته ای ایالات متحده مستقر هستند. هر بال هوایی معمولاً از حدود ۶۰ پرنده نظامی در سه اسکادران از جنگنده های F/A-18 Hornet و Super Horne، یک اسکادران هواپیماهای اخطار سریع E-2C Hawkeye، یک اسکادران هواپیماهای مخصوص جنگ الکترونیک EA-18G Growler و یک اسکادران هلیکوپتر تشکیل شده است. دیگر بخش های بال هوایی نیروی دریایی این کشور شامل هلیکوپترهایی است که روی ناوشکن ها، رزمناوها و دیگر کشتی های سطحی مستقر هستند، هواپیماهای کنترل رفت و آمد دریایی P-3 Orion و P-8 Poseidon ، و انواع مختلفی از هواپیماهای P-3 که ماموریت های گشت زنی و مراقبت الکترونیکی را انجام می دهند.

همچنین این بخش از نیروی هوایی ارتش ایالات متحده در زمینه مدیریت نیروهای هسته ای استراتژیک کشور نیز مشارکت داشته و هواپیماهای TACAMO را به پرواز در می آورد که ماموریت آن ها ایجاد یک پایگاه فرماندهی و کنترلی در صورت وقوع جنگ هسته ای است. هواپیماهای تفنگداران ویژه دریایی نیز تحت نظر نیروی دریایی قرار داشته و در کشتی های جنگی این نیرو مستقر بوده، هر چند متمایل به عملیات های مشترک هوایی- زمینی با تاکید بر پشتیبانی از نیروهای روی زمین هستند.

روسیه

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی باعث شد که بخش بزرگی از نیروی هوایی این ابرقدرت به دست دولت روسیه بیفتد و روسیه نیز در طول دهه های اخیر از این ارثیه باورنکردنی لذت برده است. روی هم رفته، روسیه دارای ۱٫۵۰۰ فروند پرنده تهاجمی و ۴۰۰ فروند هلیکوپتر نظامی است. با این وجود، بخش عظیمی از این پرنده های نظامی قدیمی و قرسوده بوده، روزآمدسازی خاصی دریافت نکرده و تعمیر و نگهداری آن ها به خوبی انجام نشده است. در این میان بیشتر دارایی بال هوایی ارتش روسیه شامل جنگنده های MiG-29، Su-27 و MiG-31 است که عمدتاً متعلق به سال های پایانی جنگ سرد هستند.

اگر چه نیروی هوایی روسیه کنترل و مدیریت موشک های بالستیک قاره پیمای کشور را در اختیار ندارد اما کنترل بمب افکن های هسته ای استراتژیک کشور مانند بمب افکن های قدیمی Tu-95 “Bear”، بمب افکن های Tu-22 “Backfire” و بمب افکن های Tu-160 “Blackjack”را در اختیار دارد. نیروی هوایی روسیه به تازگی وارد دوره مدرن سازی شده و جنگنده های جدیدی معرفی شده یا در مسیر توسعه قرار دارند. یکی از این نمونه ها جنگنده Su-35 است، یک جنگنده تهاجمی جدید که چابکی و چند منظوره بودن جنگنده آسیب پذیر Su-27 Flanker را با تکنولوژی های بسیار جدید و پیشرفته ترکیب کرده و در تعداد محدود وارد سرویس شده است. پیمانکاران دفاعی روسیه در حال حاضر بر روی جنگنده T-50/PAK-FA کار می کنند که اولین جنگنده نسل پنجمی روسیه به شمار می آید. همچنین بر اساس گزارش ها، روسیه در حال کار بر روی یک بمب افکن استراتژیک جدید با نام PAK-DA است.

چین

ارتش آزادی بخش خلق چین یک ترکیب چتری برای نیروهای نظامی چین استکه دو شاخته اصلی پروازی با نام نیروی هوایی و بال هوایی نیروی دریایی دارد. در مجموع این دو بخش بیش از ۱٫۳۲۱ فروند جنگنده و پرنده تهاجمی، ۱۳۴ بمب افکن سنگین و هواپیمای سوخت رسان همراه با ۲۰ فروند هواپیمای اخطار سریع در اختیار دارند. همچنین ارتش چین دارای ۷۰۰ فروند هلیکوپتر تهاجمی است که اغلب آن ها در دسته بندی متوسط قرار می گیرند. اگر چه این اعداد و ارقام قابل توجه به نظر می رسد و علیرغم افزایش قابل توجه در بودجه نظامی کشور در سال های اخیر، اکثریت این پرنده های نظامی قدیمی و کهنه هستند.

در این میان تنها ۵۰۲ فروند هواپیمای نظامی مدرن بوده که نسخه هایی از Su-27 Flanker روسی ساخته شده در دهه ۱۹۸۰ و جنگنده چند نقشی بومی J-10 را شامل می شوند. دیگر ۸۱۹ جنگنده باقیمانده متعلق به دهه ۱۹۷۰ بوده و خطری قابل توجه برای دیگر نیروهای هوایی جهان به شمار نمی آیند. با این وجود نیروی هوایی چین به مدرن سازی خود ادامه داده و صنعت هوانوردی کشور در حال توسعه طرح های جدید با سرعتی قابل توجه است. این کشور به طور همزمان مشغول توسعه نه یک بلکه دو جنگنده نسل پنجمی به نام های جنگنده سنگین  J-20 و جنگنده-بمب افکن کوچکتر  J-31 است. نیروی هوایی چین، همچنین، در حال توسعه یک هواپیمای ترابری استراتژیک به نام Y-20 بوده و شایعه شده که روی یک بمب افکن استراتژیک برای جایگزینی Xian H-6 نیز کار می کند.

The People’s Liberation Army Air Force Shenyang J-31 “Gyrfalcon” stealth fighter at the 2014 Zhuhai Air Show in Zhuhai, China, on November 11, 2014. MANDATORY CREDIT: Danny Yu

همانند نیروی هوایی ایالات متحده، بال هوایی ارتش چین نیز در حال تلاش برای در اختیار داشتن انواع مختلفی از پرنده های تهاجمی بدون سرنشین مانند Dark Sword است. یکی از بخش های اصلی پیشرفت کرده در ارتش چین مربوط به بال هوایی نیروی دریای این کشور است. اولین ناو هواپیمابر این کشور با نام Liaoning با ناوهای هواپیمابر دیگری همراه خواهد شد که توانمندی های متفاوتی داشته و هنوز بر سر تعداد آن ها اختلاف نظر وجود دارد. جنگنده  J-15 که یک نسخه بومی شده از Su-27 روسی است در حال حاضر اصلی ترین هواپیمای مستقر بر روی ناو  هواپیمابر کشور به شمار آمده و بر اساس گزارش ها، جنگنده چندمنظوره  J-31 نیز نقشی همانند F-35C روی ناوهای هواپیمابر ایالات متحده را خواهد داشت.

Japanese Prime Minister Shinzo Abe (C) leaves after an inspection of a mock-up F35A fighter (rear) during a review ceremony at the Japan Air Self-Defense Force’s Hyakuri air base at Omitama in Ibaraki prefecture on October 26, 2014. 80 military aircrafts, 25 vehicles and 740 troops participated in the air review. AFP PHOTO / KAZUHIRO NOGI (Photo credit should read KAZUHIRO NOGI/AFP/Getty Images)

ژاپن

در رتبه پنجم برترین نیروهای هوایی جهان نیز نیروی هوایی ژاپن قرار دارد که دارای بیش از ۳۰۰ جنگنده چند منظوره است که مسئولیت دفاع از این کشور جزیره ای در مقابل تهدیدات زمینی، هوایی و دریایی را بر عهده خواهند داشت. با توجه به دکترین نظامی کشور که تنها جنبه دفاعی دارد، نیروی هوایی ژاپن به طور ویژه برای ماموریت های دفاعی و نه تهاجمی طراحی و آموزش دیده است. خلبانان نیروی هوایی ژاپن بسیار آموزش دیده و کارآزموده بوده و به طور مرتب با خلبانان آمریکایی تمرین می کنند. برای درک توانمندی خلبانان نیروی هوایی ژاپن باید بدانید که خلبانان این کشور در مقابله با هواپیماهای روسی و چینی در نیمه اول سال ۲۰۱۴ بیش از ۵۳۳ عملیات اسکرمبل داشته اند. نیروی هوایی ژاپن تنها بهترین و پیشرفته ترین جنگنده ها را از ایالات متحده خریداری کرده و در دهه ۱۹۸۰ میلادی بیش از ۲۲۳ فروند جنگنده تک سرنشین F-15J و دو سرنشین DJ از این کشور خریداری کرد.

قرار بود که جنگنده های اف-۲۲ رپتور جایگزین این ناوگان هوایی شوند اما بر اساس قوانین ایالات متحده، این جنگنده در اختیار کشوری غیر از ایالات متحده قرار نگرفته و صادرات آن ممنوع اعلام شده است. اکنون اما نیروی هوایی قصد دارد ۴۲ فروند جنگنده پیشرفته F-35A را وارد ناوگان هوایی خود کند که به تازگی اولین سفارش های آن نیز ثبت شده است. همچنین ژاپن در حال توسعه جنگنده بومی F-3 برای جایگزینی F-15 آمریکایی است. ار این اثنا جنگنده های F-15J و F-2 نیز مدرن سازی شده تا توانایی آن ها در نبردهای هوایی تقویت شود.

گران‌ترین هواپیمای نظامی جهان چیست؟ بمب افکن B-2 Spirit

با طراحی شبیه «بال پرنده» خود که آن را برای رادارها تقریباً غیرقابل رویت می سازد، بمب افکن B-2 Spirit در میان دیگر هواپیماهای نظامی ارتش های جهان متمایز بوده و با هزینه بیش از ۲ میلیارد دلاری برای هر فروند، گران قیمت ترین هواپیمای نظامی جهان نیز به شمار می آید. این بمب افکن که از تولیدات مناقشات دوران جنگ سرد است، در ابتدا برای نفوذ به سیستم های دفاع هوایی اتحاد جماهیر شوروی و حمل سلاح های متعارف و هسته ای طراحی شده بود. اما مدت کوتاهی پس از اولین پروازش در سال ۱۹۸۹، فرو ریختن دیوار برلین به جنگ سرد پایان داده و هیچگاه یک بمب افکن  B-2 Spirit به حریم هوایی روسیه وارد نشد.

با این وجود، بمب افکن نامرئی ایالات متحده به اندازه کافی در نبردها حضور داشته است. اولین فروند بمب افکن B-2 در سال ۱۹۹۳ تحویل پایگاه هوایی وایتمن در میزوری شد، جایی که ناوگان این بمب افکن هنوز هم مستقر بوده و عملیاتی است. اما اولین استفاده از بمب افکن B-2 در سال ۱۹۹۹ در جریان جنگ کوزوو رخ داد. به عنوان یکی از پیچیده ترین ماشین های پرنده عصر مدرن، B-2 Spirit می تواند به هر هدفی در سراسر نقاط دنیا دسترسی داشته و به پایگاه بازگردد و برای اینکار توانایی سوختگیری در آسمان را نیز دارد. تاکنون هیچ بمب افکنی از نوع B-2 در نبرد از بین نرفته است.

ربکا گرانت، کارشناس هوانوردی و بمب افکن B-2 که با این هواپیمای سری پرواز داشته در این باره می گوید: «واقعاً در نوع خود بی همتاست، کاملاً متفاوت از هر هواپیمایی که تاکنون طراحی شده است. این موضوع از کابین خلبان پیداست و بال های پرنده آن نیز بسیار متمایز هستند. این بمب افکن بسیار خاص است. بیشتر شبیه یک حس است تا یک هواپیمای معمولی. شاید به همین دلیل باشد که گفته می شود تمامی B-2ها دارای شخصیت هایی منحصربفرد بوده و اغلب با ضمیر مونث انسانی از آن ها یاد می شود».

اوایل ظهور «بال های پرنده»

ایده طراحی یک هواپیما به شکل بال های پرنده- بدون یک بدنه، دم یا دیگر برآمدگی های واضح- یکی از اولین ایده ها در دنیای هوانوردی بود که قبل از جنگ جهانی اول در آلمان و اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفت. در آستانه پایان جنگ جهانی دوم، آلمان نازی یک بال پرنده متعلق به آینده به نام Horten Ho 229 طراحی کرده و ساخت که ویژگی های پنهانکاری اولیه ای نیز داشته و از این جهات شباهت بسیاری بین آن و بمب افکن B-2 دیده می شد. در ایالات متحده، این طرح توسط جک نورثروپ (Jack Northrop) طراح مشهور هواپیما و کارخانه دار آمریکایی بهبود داده شده و تکمیل شد، مردی که خود از قبل در مقیاسی کوچک و با موتورهای پروانه ای، اولین نمونه های بال های پرنده را در سال ۱۹۴۰ به پرواز درآورده بود.

Ho 229

کارهای نورثروپ در این زمینه به تولید YB-49 انجامید، اولین طراحی بال پرنده با موتور جت که در سال ۱۹۴۷ تولید و به پرواز درآمد. این پروژه که بسیار جلوتر از استانداردهای زمان خود بود به دلیل مشکلات تکنیکی از ادامه توسعه باز مانده و نمونه اولیه آن خیلی سریع اوراق شد. با این وجود، کاری که روی YB-49 انجام شده بود برای شروع توسعه پروژه B-2 به کار گرفته شد. کمپانی سازنده B-2 نیز توسط نورثروپ تاسیس شده و علیرغم تفاوت چند دهه ای تولید B-2 و YB-49، شباهت های بسیاری بین این دو دیده می شد، از جمله طول بال های این دو که کاملاً مساوی هستند.

YB-49

تکنولوژی نامرئی بودن

B-2 یکی از سه بمب افکن استراتژیکی است که در کنار بمب افکن چابک Rockwell B-1 Lancer که برای اولین بار در سال ۱۹۷۴ پرواز کرده و بمب افکن غول پیکر Boeing B-52 Stratofortress که در دهه ۱۹۵۰ تولید شده و همچنان روزآمد می شود در خدمت نیروی هوایی ایالات متحده هستند. هواپیمای B-52 برای اولین بار ایده پرواز یک بمب افکن در ارتفاع بسیار بالا را بوجود آورد تا رسیدن موشک های ضدهوایی به آن بسیار سخت تر از قبل باشد، در حالی که B-1 درست عکس این موضوع را در نظر داشت: پرواز در ارتفاعی چنان پایین و سریع که رادارها در شناسایی و ردگیری آن با مشکل مواجه شوند.

Boeing B-52 Stratofortress

هیچ یک از این دو استراتژی در مقابل آتش دشمن بی نقص و ایمن نبودند و تنش های دوران جنگ سرد ساخت یک ابزار هسته ای بسیار پیشرفته با قدرت بازدارندگی بالا را خواستار بود: بمب افکنی که توانایی حمل سلاح های هسته ای را داشته و همزمان توسط سیستم های دفاع هوایی دشمن غیرقابل شناسایی باشد. این رویا در دهه ۱۹۷۰ با معرفی تکنولوژی پنهانکاری به حقیقت پیوست، یک سری تکنولوژی که شناسایی هواپیماها با استفاده از رادار را غیرممکن یا دستکم بسیار دشوار می ساخت.

Rockwell B-1 Lancer

گرانت می گوید: «این پرنده محصول جنگ سرد بود، و همچنین محصول پیشرفت های قابل توجه تکنولوژیکی در زمینه طراحی هواپیماها برای پنهانکار بودن. ماموریت B-2 فرار از ابزارهای دفاع هوایی روسیه، هم موشک های سطح به هوا و هم بهترین جنگنده های آنان بود. و امروزه نیز ماموریتش همان است- گریختن از دست بهترین سیستم های دفاعی دشمن در هر جا که باشند». برای انجام اینکار، هواپیمای مذکور چندین ویژگی خاص داشت تا آن را از دیده شدن توسط رادارها در امان نگه دارد، ویژگی هایی که بسیاری از آن ها هنوز سری هستند. به گفته گرانت، اولین ویژگی خاص B-2 Spirit شکل منحصربفرد آن است که انعکاس راداری را از بین می برد.

«رادار» (Radar) که سرواژه ای برای عبارت «شناسایی و مسافت یابی رادیویی» (radio detection and ranging) است در دوران جنگ جهانی دوم اختراع شده و با ارسال یک پالس انرژی در هوا و انتظار برای پالس برگشتی که در اثر برخورد با اشیائی در هوا مانند هواپیماها انعکاس می یافت کار می کرد. شدن و زاویه این پالس انعکاسی برگشتی، سایز و مکان هدف را مشخص می کرد. برخلاف دیگر هواپیماهای نظامی، طراحی بال پرنده B-2 هیچ سطح عمودی قابل توجهی مانند دم ندارد تا امواج راداری با برخورد به آن منعکس شوند.

در واقع، سطح صاف این بمب افکن برای پخش کردن کامل امواج راداری چنین طراحی شده است تا هیچ یک از این امواج به منبع اصلی رادار که در زمین مستقر است باز نگشته و بدین ترتیب بمب افکن B-2 Spirit به مانند یک پرنده کوچک جلوه کند. جالب اینکه اصول این تکنولوژی برای اولین بار توسط یک فیزیکدان روسی به پیوتر اوفیمتسف در کتابی که در سال ۱۹۶۲ منتشر شده، دولت اتحاد جماهیر شوروی آن را دارای ارزش امنیتی در مقیاس ملی نمی دانست و اجازه انتشار آن را داد تشریح شده بود.

گرانت در ادامه صحبت هایش در مورد بمب افکن B-2 می گوید: «همچنین روکش ها و مواد جاذب راداری نیز در این بمب افکن وجود داشته و نمی توانید موتورهای آن را ببینید زیرا در قسمت عقب آن مخفی شده اند تا از تولید هر گونه ردپای گرمایی جلوگیری شود». ردپای گرمایی بدین معناست که به طور یقین یک هواپیما در آسمان منطقه حضور دارد و طراحان B-2 تمام تلاش خود برای سرکوب این ردپای گرمایی انجام داده تا جایی که از همان مواد جاذب گرمایی که در شاتل فضایی در جریان بازگشت به زمین استفاده شده کمک گرفته و این مواد را در نزدیکی اگزوز بمب افکن به کار برده اند.

همچنین در صورتی که هواپیما دود سفید موسوم به پس‌دمه (دود ادامه دار سفیدی که هنگام ترکیب شدن کریستال های یخ در اطراف گاز خارج شده از اگزوز هواپیما تشکیل می شود) تولید کند سیستم خاصی که در هواپیما وجود دارد این موضوع را به آن ها اطلاع داده و آن ها می توانند برای حل این مشکل ارتفاع خود را تغییر دهند. در آخر اینکه B-2 Spirit بسیار بی‌صداست و تنها زمانی که از روی سرتان بگذرد می توانید صدای آن را بشنوید.

این ویژگی ها که روی هم رفته با عنوان تکنولوژی مرئی بودن پایین شناخته می شوند همیشه در حالت عملیاتی و فعال قرار نداشته و تنها زمانی که نیاز به نامرئی بودن و مخفی شدن باشد فعال می شوند. علاوه بر این، در هنگام ورود به حریم هوایی دشمن، خلبان باید دکمه ای با عنوان «PEN» را فشار دهد. گرانت در این باره چنین توضیح می دهد: «درست مانند هر هواپیمای جنگی دیگری، وقتی که در نزدیکی یک تهدید هستید کارهای زیادی برای نفوذ کردن انجام می دهید. آن ها تمام رویکرد را به شما نمی گویند اما وقتی که به نزدیکی منطقه هدف می رسید قدرت پنهانکاری را افزایش می دهند».

دو روز بی وقفه در آسمان

ماموریت های بمب افکن B-2 Spirit در بسیاری از موارد ۴۴ ساعت بی وقفه تداوم داشته است، از جمله پروازی در سال ۲۰۰۱ از ایالت میزوری تا افغانستان در جریان عملیات موسوم به آزادی پایدار. به همین دلیل است که یک فضای تخت پشت کابین خلبان وجود دارد که یکی از خلبان ها می تواند در آن استراحت کند و همچنین امکاناتی برای نگهداری از غذا و گرم کردن آن و حتی یک دستشویی.در حالی که بمب افکن B-2 تاکنون در هیچ نبردی شکست نخورده و به عبارت بهتر، صدمه ندیده یا ساقط نشده و هیچ ابزار دفاعی ندارد اما باید بدانید که یک فروند از این هواپیما در سال ۲۰۰۸ به دلیل تصادف از بین رفت.

در جریان این حادثه، کی فروند بمب افکن B-2 مدت کوتاهی پس از بلند شدن از پایگاه هوایی آندرسن در خلیج گوام، سقوط کرد هر چند خلبان ها با موفقیت از هواپیما بیرون پریدند. یک فروند دیگر نیز در سال ۲۰۱۰ در جریان یک آتش سوزی به شدت آسیب دید و پیش از بازگشت به سرویس، تعمیرات زیادی روی آن صورت گرفت. تمامی بمب افکن های B-2 نام یک ایالات را بر خود دارند (برای مثال Spirit of Missouri) و بیش از هر هواپیمای دیگری به خدمات تعمیر و نگهداری نیاز دارند، به طوری که برای یک ساعت پرواز باید ده ها ساعت برای آن برنامه ریزی شود.

بدنه ظریف این بمب افکن که یکی دیگر از عوامل موثر در قابلیت پنهانکاری آن است، باید در دمای بسیار سرد نگهداری شود و به همین دلیل به آشیانه هایی مجهز به سیستم تهویه مطبوع نیاز دارد که بر هزینه های مربوط به عملیاتی نگهداشتن B-2 Spirit می افزاید. تاکنون ۲۱ فروند بمب افکن B-2 ساخته شده و علیرغم هزینه بیش از دو میلیارد دلاری که برای توسعه و ساخت هر فروند از آن شده، در ابتدا قرار بود که ۱۳۲ فروند از آن تولید شود.

نسل آینده B-2

به دلیل ناوگان کوچک و تکنولوژی های سری و طبقه بندی شده به کار رفته در آن، بمب افکن B-2 یک هواپیمای بسیار گرانبها و با جایگاه رفیع است که تنها تعداد معدودی از خلبان ها موفق به سوار شدن به آن شده اند. به همین دلیل انتخاب خلبانان برای پرواز با این هواپیمای زیبا قواعد خاصی داشته و به شخصیت و سازگاری خلبان با چنین پرنده ای و پروازهای طولانی با آن وابسته است. گرانت در مورد پرواز با بمب افکن B-2 چنین گفته است: «این هواپیما مانند یک هواپیمای معمولی پرواز می کنند اما ویژگی های منحصربفردی دارد. وقتی که با آن پرواز می کنید درست در انتهای نوک آن قرار دارید. از این رو نمایی که دارید بسیار متفاوت بوده و سوختگیری مجدد و به زمین نشاندن آن به مهارت زیادی نیاز دارد».

در طی سالیان پس از ساخت اولین فروند، روزآمدسازی های متعددی در زمینه سیستم های پروازی، ارتباطات و سلاح های B-2 صورت گرفته است. این بمب افکن هنوز هم یکی از سه گانه هسته ای بازدارنده ایالات متحده در کنار موشک های بالستیک قاره پیمای مستقر در روی زمین و زیردریایی های هسته ای به شمار می آید. اما به نظر می رسد که دوران عمر بمب افکن B-2 Spirit رو به پایان است زیرا جانشین این بمب افکن با نام B-21 Raider در مرحله توسعه قرار دارد. به دلیل سری بودن پروژه، اطلاعات زیادی در مورد این بمب افکن جدید وجود ندارد و انتظار می رود پس از سال ۲۰۲۵ شاهد معرفی اولین نمونه از آن باشیم.

بمب افکن جدید همان نقش بمب افکن سابق را داشته اما طوری طراحی شده که بتواند استفاده کاملی از تمامی پیشرفت های تکنولوژیکی که از زمان معرفی اولین B-2 Spirit از حدود ۴۰ سال قبل تاکنون صورت گرفته، داشته باشد.

خصوصیات عمده بمب افکن B-2 Spirit:

  • کارکرد اصلی: بمب افکن سنگین چندمنظوره
  • سازنده: کمپانی Northrop Grumman Corp.
  • تعداد موتور: ۴ فروند موتور General Electric F118-GE-100
  • پیشرانه: ۱۷٫۳۰۰ پوند برای هر موتور
  • طول بال: ۵۲٫۱۲ متر
  • طول کلی بمب افکن: ۲۰٫۹ متر
  • ارتفاع: ۵٫۱ متر
  • وزن: ۷۲,۵۷۵ کیلوگرم
  • حداکثر وزن هنگام بلند شدن: ۱۵۲,۶۳۴ کیلوگرم
  • ظرفیت باک سوخت: ۷۵,۷۵۰ کیلوگرم
  • ظرفیت باری: ۱۸,۱۴۴ کیلوگرم
  • سرعت: زیر سرعت نور اما بسیار بالا
  • برد: قاره پیما
  • سقف پروازی: ۵۰,۰۰۰ پا
  • مهمات: سلاح های هسته ای و متعارف
  • خدمه: دو خلبان
  • هزینه تولید هر فروند: تقریباَ ۱٫۱۵۷ میلیارد دلار (بر اساس ارزش دلاری سال ۱۹۹۸)
  • تعداد: ۲۰ فروند عملیاتی و فعال تا سال ۲۰۱۵