بایگانی برچسب: s

۶ مورد از گرانقیمت ترین پرنده های نظامی ارتش ایالات متحده؛ هیولاهای پرهزینه

از زمان آغاز پروژه ساخت جنگنده پیشرفته و پنهانکار F-35 Lighting II و افزایش دائمی هزینه های آن که می توان از عبارت «پول ریزی» برای آن استفاده کرد، بسیاری هزینه مالی و زمانی این پروژه را به نقد کشیده اند. اما F-35 تنها یکی از پروژه های نظامی پرهزینه پنتاگون در تاریخ صنعت نظامی ایالات متحده بوده است. به لطف اینترنت و دسترسی آزاد و عمومی مردم به اطلاعات بود که پروژه ساخت F-35 و هزینه های سرسام آور چنین خبرساز شده است وگرنه پیش از آن نیز پروژه هایی با هزینه های باور نکردنی صورت گرفته بود. در حالی که بمب افکن B-21 Raider به زودی وارد مرحله تولید انبوه می شود، ایده خوبی است که به گذشته نگاه کنیم و پرهزینه ترین پروژه های ساخت پرنده های نظامی در نیروی هوایی ایالات متحده را بررسی کنیم.

برای درک بهتر این هزینه ها باید بدانید که توسعه و تولید هواپیمای F-35 بیش از ۱٫۵ تریلیون دلار بوده و برای ساخت هر فروند از این جنگنده پیشرفته بیش از ۱۱۵ میلیون دلار هزینه شده است. لازم به ذکر است که هواپیماهای مخصوص رییس جمهور ایالات متحده که عموماً از آن ها با عنوان Air Force One یاد می شود در این فهرست جایی ندارند. هر یک از این هواپیماها بیش از ۶۰۰ میلیون دلار هزینه داشته و به همین دلیل می توانستند در رتبه دوم فهرست گرانقیمت ترین پرنده های ارتش ایالات متحده قرار گیرند اما به دلیل این که هواپیماهایی خاص بوده و تنها دو فروند از آن ها در سرویس قرار دارد تصمیم گرفتیم که آن ها را مد نظر قرار ندهیم.

۱- E-2D Hawkeye

هواپیمای هشدار سریع تاکتیکی E-2D Hawkeye ساخت کمپانی نورثروپ گرومان از دهه ۱۹۶۰ تاکنون در خدمت نیروی دریایی ایالات متحده بوده است. نمونه های مدرن E-2D Hawkeye برای همان ماموریت های اولیه به پرواز در می آیند اما یا سیستم های آویونیک،ارتباطی و سنسورهای بسیار پیشرفته. قیمت هر فروند از نسخه های مدرن این هواپیمای تجسسی ۲۳۲ میلیون دلار برآورد شده است.

۲- VH-71 Kestrel

هلیکوپتر VH-71 Kestrel تنها هلیکوپتر این فهرست است که البته دیگر در سرویس قرار ندارد. هزینه ساخت هر فروند از این پرنده ۲۴۱ میلیون دلار بوده و قرار بود جایگزین هلیکوپتر Marine One برای مسافرت های کوتاه رییس جمهور و دیگر ماموریت ها شود اما هزینه توسعه آن از کنترل خارج شده و به همین دلیل ادامه توسعه آن لغو شد. تمامی مدل های این هلیکوپتر به کانادا فروخته شد تا از قطعات آن استفاده شود.

۳- P8-A Poseidon

هواپیمای ضد زیردریایی P8-A Poseidon تنها ۱۰ سال عمر دارد و از سیستم های هشدار سریع و نبردهای سطحی نیز برخوردار است و در صورت نیاز می تواند برای دفاع از خود با جنگنده های دشمن نیز وارد نبرد شود. تمامی این قابلیت ها با هزینه ای ۳۲۶ میلیون دلاری برای هر فروند میسر شده است.

۴- C-17 Globemaster III

پرنده های گرانقیمت نیروی هوایی ایالات متحده

هواپیمای نظامی باری C-17 Globemaster III متعلق به کمپانی بوئینگ یک شاهکار واقعی است که حدود ۲۵ سال از ساخت آن گذشته و هیچ هواپیمای باری دیگری در ارتش ایالات متحده قابلیت های آن را ندارد. هزینه ساخت و نگهداری از یک فروند هواپیمای باری C-17 Globemaster III حدود ۳۳۸ میلیون دلار برآورد شده است.

۵- F-22 Raptor

جنگنده F-22 Raptor که از لحاظ پیشرفته بودن تکنولوژی تنها بعد از برادر جوانترش F-35 قرار می گیرد هنوز هم در بسیاری از معیارها می تواند رقیب سرسختی برای Lightning II باشد از جمله در زمینه هزینه ساخت. هر فروند از این جنگنده ۳۵۰ میلیون دلار هزینه دارد و بسیاری بر این باورند که نه تنها نباید تولید آن متوقف شود بلکه به دلیل قدرت و کارآمدی اش، پنتاگون باید تولید آن را از سر گیرد.

۶- B-2 Spirit

در هنگام تولید، برآورد شده بود که هزینه ساخت هر فروند بمب افکن رادارگریز و پنهانکار B-2 Spirit حدود ۷۳۷ میلیون دلار است که آن را به گرانقیمت ترین پرنده نظامی که تاکنون ساخته شده تبدیل می کند. اما با توجه به روزآمدسازی های متعدد و تغییراتی که در سال های اخیر روی آن صورت گرفته می توان گفت که هزینه ساخت هر فروند بمب افکن B-2 Spirit به رقم باور نکردنی ۲٫۱ میلیارد دلار می رسد.

رونمایی از جت جنگنده نسل ششمی و پنهانکار جدید فرانسه با همکاری ایرباس

کمپانی فرانسوی Dassault که یکی از بزرگ ترین تولید کننده هواپیمای جت در این کشور است از مدل مفهومی جت جنگنده نسل ششمی خود رونمایی کرد. سیستم هوایی مبارزه آینده (The Future Combat Air System) یا FCAS اولین طراحی صفحه ای صاف کمپانی Dassault از یک جت در ۴ دهه گذشته و پس از جنگنده Rafale در دهه ۱۹۸۰ است. این هواپیمای نسل ششمی جدید که در همکاری با غول هواپیماسازی اروپایی ایرباس ساخته شده، اولین پرواز خود را در سال ۲۰۲۶ تجربه خواهد کرد. ماکت این جنگنده برای اولین بار روز گذشته در نمایشگاه هوایی پاریس رونمایی شد. این جنگنده مدرن دارای یک کابین خلبان حبابی است که در ارتفاعی بالاتر از سطح هواپیما قرار گرفته و بدین ترتیب میدان دید خارق العاده ای در اختیار خلبان قرار می دهد.

همچنین  FCAS دارای دو موتور با قدرتی مشابه موتورهای جنگنده آمریکایی F-35 است و از طراحی خاصی به شکل کایت خم شده برخوردار است که سطح بدنه و فضای داخلی هواپیما و به دنبال آن فضای در دسترس برای سوخت و تجهیزات نظامی مانند موشک و بمب را افزایش می دهد. علاوه بر این، جنگنده نسل ششمی جدید فرانسه یک ست تثبیت کننده با زوایه کم نیز دارد که جایگزین تثبیت کننده های سنتی و مجزای افقی و عمودی شده و بر توان پنهانکاری جنگنده می افزاید. این جت بدون شک تک سرنشین بوده زیرا ساخت هواپیماهای جنگنده نسل پنجم و ششم به اندازه کافی پرهزینه بوده و ساخت هواپیمایی با دو سرنشین بر این هزینه می افزاید.

در مدلی مفهومی که از کابین خلبان این هواپیما در توئیتر منتشر شده، یک صفحه دیجیتالی دیده می شود که ظاهراً تمامی فضای روبروی خلبان را در خود دارد و امکانات متعددی از قبیل نقشه های متعدد را در خود دارد. به نظر می رسد که جنگنده FCAS از لحاظ حجم ۱٫۳ تا ۱٫۴ بزرگ تر از جنگنده Rafale است. این جنگنده نسل چهارمی فرانسه تمامی تجهیزات تهاجمی (سلاح ها) و بخشی از سوخت یا تجهیزات تخصصی خود را در فضای بیرونی روی بال ها و بدنه حمل می کند. جنگنده های پنهانکار طوری طراحی شده اند که بتوانند تمامی این تجهیزات را در فضای داخلی درون بدنه هواپیما نگهداری کنند تا شکل ضد راداری هواپیما حفظ شود هر چند همه آن ها قادرند که پس از محقق شدن برتری هوایی و در شرایطی که سیستم دفاع هوایی دشمن دیگر آن ها را تهدید نمی کند، آن ها را در خارج از بدنه نیز داشته باشند.

جنگنده Rafale

جنگنده FCAS  اروپایی ترین جت جنگنده در تاریخ خواهد بود. اگر چه فرانسه با طراحی و ساخت جت های مخصوص خود از دیرباز راه خود را از ایالات متحده و دیگر کشورهای اروپایی جدا کرده بود اما همکاری اخیرش با ایرباس برای این پروژه به منظور ساخت جایگزینی برای جنگنده فرانسوی Rafale و جنگنده Eurofighter است که توسط کشورهای اروپایی عضو ناتو به استخدام درآمده است. اسپانیا و آلمان به عنوان شرکای استراتژیک کمپانی ایرباس نیز در نهایت این جنگنده را در اختیار خواهند داشت. بریتانیا که از کشورهای دارنده جنگنده Eurofighter است نیز با ساخت جنگنده جدید Tempest که در سال ۲۰۱۸ رونمایی شد سعی در ساخت جنگنده های مستقل از ایالات متحده و دیگر کشورهای اروپایی داشته و استراتژی فرانسه را در این زمینه در پی گرفته است. می توان FCAS را خانواده ای از سیستم ها دانست که Dassault مسئولیت طراحی اجزای جنگنده را بر عهده داشته و ایرباس نیز سیستم های کامپیوتری و کنترل از راه دور آن را خواهد ساخت.

بدین ترتیب نتیجه کار یک جنگنده کاملاً خودکار یا نیمه خودکار بدون سرنشین است که تحت کنترل خلبان عمل کرده و برای هر ماموریتی به صورت جداگانه برنامه ریزی خواهد شد. خلبان می تواند چندین حامل از راه دور را در نبرد کنترل نماید: برخی از این حامل ها طوری طراحی شده اند که بتوانند حرکات و قابلیت های یک جنگنده واقعی را تقلید نمایند و برخی دیگر برای ایجاد اختلال در سیستم های الکترونیکی دشمن به کار گرفته شده و تعدادی دیگر نیز برای حمله به سیستم های دفاع راداری دشمن و لانچرهای پرتاب موشک هجوم می برند. مفهوم حامل های کنترل از راه دور FCAS شباهت بسیاری به مفهوم وینگمن های وفادار نیروی هوایی ایالات متحده خواهد داشت.

بدون شک فرانسه خواهان نسخه ای از این هواپیما با قابلیت حمل ربات هایی همراه یا همان حامل های کنترل از راه دور خواهد بود که شباهت بسیاری با نسخه دریایی هواپیمای Rafale داشته باشد و بتواند براحتی از روی عرشه ناو شارل دو گل و جانشینان احتمالی آن به پرواز درآید. بدین ترتیب حامل های کنترل از راه دور باید قابلیت هایی برای تحمل شوک ناشی از بلند نشستن و فرود روی عرشه ناو را داشته باشند. همچنین FCAS قابلیت حمل سلاح های هسته ای را خواهد داشت. نمونه نسل ششمی جدید فرانسه می تواند موشک های هسته ای ASMP یا جایگزین آن ها را حمل نماید در حالی که نمونه های ساخته شده برای آلمان و دیگر کشورهای عضو ناتو باید قابلیت حمل بمب های هسته ای B-61-12 ساخت ایالات متحده را داشته باشند.

جت جنگنده نسل ششمی FCAS به کشورهای اروپایی این امکان را خواهد داد که بدون نیاز به طراحی و ساخت جنگنده های نسل پنجمی، جنگنده های نسل چهارمی Tornado و Eurofighter خود را مستقیماً با این جنگنده نسل ششمی جایگزین نمایند. جنگنده های نسل پنجم، ویژگی های پنهانکاری، ترکیب داده های سنسوری با تصویر همزمان میدان نبرد و توانایی پرواز با سرعت صوت یا بالاتر از آن را فراهم کردند. هنوز قابلیت های جنگنده های نسل ششمی به خوبی معرفی نشده اما دو مورد از توانمندی های جنگنده فرانسوی FCAS- توانایی کنترل پهپادهای حامل و بازگشت به شبکه های ابری برای ارتباط برقرار کردن و دریافت و ارسال اطلاعات- به احتمال فراوان بخشی از قابلیت های جدید تمام جنگنده های نسل ششم خواهند بود.

نیروی دریایی روسیه اولین استفاده‌کننده از سلاح‌های هایپرسونیک

نیروی دریایی روسیه اولین نیرو در جهان در زمینه استفاده از سیستم های نظامی هایپرسونیک خواهد بود که برتری استراتژیک قابل توجهی را به این نیرو در مقایسه با دیگر نیروهای دریایی جهان خواهد داد. این بخش از نیروهای مسلح روسیه موشک های جدید زیرکان (Zircon) خود را سال آینده آزمایش خواهد کرد، موشکی که به ادعای روس ها می تواند با سرعت بیش از ۶٫۰۰۰ مایل بر ساعت (بیش از ۹٫۶۰۰ کیلومتر بر ساعت) پرواز کند. منابع روسی ادعا می کنند که ارتفاع این موشک به ۱۰۰٫۰۰۰ تا ۱۳۰٫۰۰۰ پا رسیده و پس از رسیدن به حداکثر ارتفاع، با شیرجه ای کوتاه به طور مستقیم روی هدفش فرود آید. بدین ترتیب این موشک قادر خواهد بود صد مایل را در کمتر از یک دقیقه طی کند.

رادارهای قدرتمند SPY-1 که روی ناوها و ناوشکن های ایالات متحده قرار دارد می تواند کلاهک های جنگی را در فاصله ۱۹۲ مایلی (حدود ۳۱۰ کیلومتری) شناسایی کنند. بدین ترتیب ناوگروه های تهاجمی ایالات متحده برای شناسایی، رهگیری و ساقط کرده موشک های زیرکان کمتر از دو دقیقه وقت دارند. علاوه بر این، در صورتی که زیرکان با شیرجه ای سریع پایین آمده و مانند دیگر موشک های کروز در ارتفاعی پایین به پرواز درآید، بسیاری از سیستم های راداری دریایی در برابر آن شانسی نخواهند داشت. اگر تصور کنیم زیرکان در ارتفاع ۲۰۰ فوتی (کمی بیش از ۶۰ متر) پرواز کند، ارتفاعی که در میان موشک های کروز معمول است، یک کشتی جنگی تنها می تواند در فاصله ۳۴ مایلی (حدود ۵۵ کیلومتری) آن را شناسایی کند.

در این سناریو، سیستم های دفاعی کشتی های جنگی ایالات متحده کمتر از ۲۰ ثانیه برای ساقط کردن موشک زیرکان فرصت خواهند داشت. این زمان به هیچ عنوان برای پردازش اطلاعات و تصمیم گیری توسط فرمانده یک کشتی کافی نیست، چه برسد به اینکه موشکی آماده شلیک شده و موشک هایپرسونیک مهاجم را قبل از برخورد با کشتی ساقط نماید. با این وجود مدافعان نیز می توانند با ترفندهایی، در مقابل این موشک های فوق سریع کمی زمان بخرند. یکی از این ترفندها، قرار دادن رادارها در ارتفاعات بالاتر است که باعث می شود بتوان موشک زیرکان را در فاصله ای دورتر شناسایی کرد. یکی دیگر از گزینه ها خودکار کردن سیستم های دفاعی کشتی هاست.

در این روش بدون دخالت انسانی، از هوش مصنوعی برای واکنش نشان دادن به حملات ناگهانی استفاده می شود که البته گزینه پرخطری است به خصوص زمانی که در منطقه کشتی های غیرجنگی و هواپیماهای مسافربری وجود داشته باشند. موشک زیرکان ظاهراً به هر دو نوع کلاهک های هسته ای و متعارف مجهز خواهد بود که نوع هسته ای آن برای هدف قرار دادن ناوگان های دریایی دشمن بسیار موثر به نظر می رسد. با این وجود هدایت موشک هایی با سرعت ۸ ماخ بسیار دشوار است و یک موشک زیرکان با کلاهک متعارف که یک کشتی در حال حرکت را هدف قرار گرفته ممکن است در برخورد با آن شکست بخورد. یکی از روش های حل این مشکل مجهز کردن آن به کلاهک هسته ای است. در طول دوران جنگ سرد، موشک های ضد کشتی اتحاد جماهیر شوروی توانایی حمل کلاهک هسته ای را داشتند که آن ها را قادر می ساخت با تنها یک خطا ناوهای هواپیمابر آمریکایی را هدف قرار دهند.

از موشک فوق سریع زیرکان می توان برای حملاتی بسیار سریع بر علیه اهدافی روی زمین یا ناوگروه های دریایی دشمن، مانند ناوهای هواپیمابر ایالات متحده، و نابودی آن ها در کسری از دقیقه استفاده کرد. به عبارت دیگر چنین موشکی با این سرعت بهتر روسیه را برای حمله به اهداف دارای حساسیت زمانی توانمند ساخته و شانس در امان ماندن از رهگیری توسط سیستم های مدرن دفاع هوایی را برای این موشک افزایش خواهد داد. بر اساس اعلام مقامات رسمی روسیه، آزمایش این موشک سال آینده و با استفاده از زیردریایی صورت خواهد گرفت. این تست نظامی شامل شلیک یک موشک زیرکان از جدیدترین زیردریایی هسته ای روسی K-561 Kazan با قابلیت حمل موشک های کروز خواهد بود که از قبل به موشک های ساب‌سونیک و سوپرسونیک مجهز شده است.

اگر چه دولت ایالات متحده نیز در زمینه ساخت موشک های سوپرسونیک تحقیقات و پیشرفت هایی داشته اما تاکنون موفق به تولید و آزمایش موشکی مشابه زیرکان روس ها نشده است. برای درک برتری قابل توجه این موشک روسی با سرعت ۸ ماخ (۸ برابر سرعت صوت) باید بدانید که سرعت موشک کروز تاماهاک که در اختیار نیروهای دریایی ایالات متحده و بریتانیاست در حدود ۰٫۷۵ ماخ است که کمتر از سرعت صوت بوده و موشک هایپرسونیک به شمار نمی آید. این موشک جدید در واقع بخشی از پیشرفت های اخیر روسیه در زمینه زیردریایی های با قابلیت حمل موشک های کروز است. در اغلب سال های دوران جنگ سرد، تمرکز موشک هایی که توسط زیردریایی های اتحاد جماهیر شوروی حمل می شد بر حمله به کشتی ها در دریا و بخصوص ناوگان مخوف ناوهای هواپیمابر ایالات متحده بود.

تنها پس از وقوع جنگ داخلی و نیابتی در سوریه بود که روس ها به استفاده از موشک های کروز زیردریایی-پرتاب به همان روش آمریکایی ها در مورد موشک های تاماهاک روی آوردند: به عنوان یک سلاح تهاجمی برد بلند. اغلب موشک های کروزی که توسط زیردریایی های روسی به سمت اهداف گروه های مخالف دولت سوریه شلیک شده، موشک های ساب‌سونیک (سرعتی کمتر از سرعت صوت) از نوع Kalibr بوده که از زیردریایی های کوچکتر دیزلی-الکتریکی Kilo شلیک شده اند. این موشک ها هنوز هم در زیردریایی هایی که در پایگاه های دریایی نزدیک سوریه مستقر هستند وجود دارد. این زیردریایی ها سپس وارد دریای مدیترانه شده، به سطح آب آمده و موشک هایشان را به سمت اهدافشان در مناطق تحت کنترل مخالفان شلیک می کردند. این حملات اگر چه جزئی بود اما تاثیر قابل توجهی در ترغیب برخی کشورها به خرید موشک های روسی داشت.

بدین ترتیب بود که برخی کشورها مانند الجزایر، چین، ویتنام و هند به خریداران موشک های کروز روسی Kalibr تبدیل شدند. با این وجود، موشک زیرکان برتری های قابل توجهی به موشک های Kalibr دارد. روسیه قصد دارد از این موشک در ۸ فروند زیردریایی هسته ای کلاس Kazan استفاده کند و در آینده نیز زیردریایی های دیگری برای حمل این موشک کروز بسیار سریع و برد بلند ساخته خواهند شد. بررسی های کارشناسان نشان می دهد که نیروی دریایی روسیه تا سال ۲۰۳۰ دستکم ۸ زیردریایی و تا سال ۲۰۴۰ نیز ۱۷ زیردریایی جدید را به این موشک مجهز خواهد کرد. با این وجود، موشک زیرکان تنها موشک استراتژیکی نیست که روس ها در سال های اخیر توسعه داده اند. روسیه، همچنین، در حال توسعه موشک های کروز هسته ای Burevestnik با بردی ظاهراً نامحدود و اژدر فوق قدرتمند و هسته ای پوسایدون نیز هست.

ایالات متحده برای مقابله با موشک های کروز ساب‌سونیک کم ارتفاع روسیه به توسعه و استقرار سیستم های دفاع موشکی JLENS پرداخته که سیستمی زمینی برای مقابله با موشک های کروز است. این سیستم از دو بالن مجهز به رادار تشکیل شده که در فاصله ۱۰٫۰۰۰ پایی در ساحل شرقی این کشور نصب شده و مراقبت موشک های کروز با ارتفاع پروازی پایین است. با این وجود مشخص نیست که گزینه آمریکایی ها برای مقابله با موشک های کروز سوپرسونیکی مانند زیرکان چیست و چه می تواند باشد.

اولین سیستم ضد پهپاد برای ساقط کردن هواپیماهای بدون سرنشین با امواج مایکروویو؛ PHASER

حملات پهپادی، مانند حملات اخیر دسته ای از این پرندگان کوچک بدون سرنشین به دو مجتمع نفتی در عربستان سعودی، در حال افزایش بوده و اکنون ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری برای توسعه روش های جدیدی به منظور مقابله با حملات صورت گرفت توسط پهپاد دست به کار شده است. در روزهای گذشته، پنتاگون در گزارشی به کنگره اعلام کرد که این نیرو یک سیستم نظامی مایکروویو که برای از بین تهاجم گروهی پهپادهای دشمن از طریق پالس های انرژی طراحی شده را خریداری کرده است. این خرید به منظور استقرار سیستم موسوم به PHASER در خارج از کشور برای یک بررسی یک ساله صورت گرفته که آن را به اولین سلاح دفاعی با انرژی هدایت شده که وارد میدان نبرد شده تبدیل می سازد. نیروی هوایی ایالات متحده بیش از ۱۶٫۲۸ میلیون دلار برای نمونه اولیه سیستم مایکروویو پر انرژی PHASER هزینه کرده است که قرار است در مکانی نامشخص در خارج از ایالات متحد مورد ارزیابی و آزمایش میدانی قرار گرفته و انتظار می رود که این مرحله آزمایشی در ۲۰ دسامبر ۲۰۲۰ به پایان برسد.

نیروی هوایی ایالات متحده چندین سیستم انرژی محور را برای بررسی توانمندی های آنان در میدان نبرد خریداری کرده است و به گفته مقامات رسمی این نیرو، برخی از آن ها در خط مقدم مناطق حساس جهان، جایی که جنگ پهپادی تبدیل به یک تهدید بزرگ برای این نیرو شده است، مانند کره شمالی، آفریقا، اوکراین و اخیراً نیز خاورمیانه مستقر خواهند شد. مقامات رسمی نیروی هوایی و کمپانی اسلحه سازی ریتون (Raytheon) که سازنده سیستم مایکروویو PHASER  است می گویند که خرید این سامانه از قبل در حال انجام بوده و نمی توان آن را پاسخی صرف به حملات اخیر پهپادی به مجتمع های نفتی عربستان سعودی دانست. ژنرال جوزف دانفورد، رییس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده اعلام کرده که این کشور به تقویت سیستم های دفاع هوایی در منطقه خاورمیانه خواهد پرداخت. بدین ترتیب می توان گفت که استقرار سیستم PHASER در خاورمیانه نیز تحت تاثیر حملات پهپادی اخیر به عربستان سعودی از جانب نیروهای حوثی در یمن باشد.

اما این سیستم ضد پهپادی چگونه عمل می کند و چه کارآیی هایی دارد؟

سیستم ضد پهپادی PHASER  از امواج مایکروویو برای ناتوان سازی پهپادهای کلاس یک و دو استفاده می کند، پهپادهایی که وزنی کمتر از ۵۵ پوند (تقریباً ۲۵ کیلوگرم) داشته و در ارتفاع ۱٫۲۰۰ تا ۳٫۵۰۰ پایی با سرعت های بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ گره (۱۸۵ تا ۳۷۰ کیلومتر بر ساعت) پرواز می کنند. بدین ترتیب پهپاد RQ-11 Raven در یک سوی این گستره عملیاتی (کوچکترین) و پهپاد ScanEagle در سوی دیگر آن (بزرگ ترین) قرار می گیرد. مقامات ایالات متحده و عربستان سعودی ادعا می کنند که در حملات پهپادی اخیر به مجتمع های نفتی عربستان از حدود ۲۰ پهپاد و تعدادی موشک کروز استفاده شده است و برخی از این پهپادها از لحاظ کوچک بودن در زمره پهپادهایی قرار می گیرند که سیستم مایکروویوی PHASER توانایی از بین بردن آن ها را دارد.

به گفته مقامات پنتاگون و کمپانی ریتون، تاکنون از سیستم مایکروویو با قدرت بالا در مقابله با موشک های کروز استفاده نشده است. در واقع سیستم PHASER بخشی از یک رویکرد لایه ای تدافعی در مقابل تهدیدات هوایی بدون سرنشین است. کمپانی ریتون و دیگر کمپانی های تحقیقات نظامی در حال توسعه پهپادهای کامیکازه، سیستم های لیزری و حتی تورهایی برای ساقط کردن پهپادهایی در اندازه ها و اشکال مختلف هستند. استفاده از انرژی هدایت شده برای مقابله با این تهدیدات باعث ارزش بالای سیستم های مانند PHASER شده که روزگار طولانی است انتظار آن وجود دارد.سیستم مایکروویو با انرژی بالا PHASER  چگونه کار می کند؟

PHASER یک توپ مایکروویویی با انرژی بسیار بالاست که به شکل یک اشعه مخروطی از خود امواج رادیویی قوی ساطع می کند. اما این سیستم مانند یک مایکروویو معمولی عمل نکرده و در واقع باعث پختن پهپاد در اثر گرمای ناگهانی شدید نمی شود. به جای آن، این سیستم تراشه های موجود در این هواپیماهای بدون سرنشین کوچک را از طریق هجوم شدید انرژی مختل و از کار می اندازد. در واقع اینجا اثر گرمایی وجود ندارد بلکه می توان آن را یک تاثیر میدان الکتریکی دانست که روی سیستم الکترونیکی پهپاد اعمال می شود تا آن را از کار انداخته یا به طور دائمی به آن آسیب جدی وارد نماید و البته این تاثیر به سرعت و به محض برخورد امواج با آن صورت می گیرد.

(Raytheon High-Energy Laser Mission Scenarios) — A Raytheon illustration from a video released on October 8, 2018, shows a drone swarm attack on a USAF base at an undisclosed location in Southwest Asia being repelled by Raytheon vehicle-mounted high-energy lasers. (Raytheon)

لیزرها برای اینکه بتوانند تاثیرگذار باشند باید روی هدف متمرکز و ثابت شوند اما سیستم های مایکروویوی مانند PHASER دارای پالس های کوتاهتری از میکروثانیه هستند و در همین مدت نیز می توانند یک پهپاد را از کار بیندازند، امواجی که در صورت داشتن قابلیت دیده شدن مانند یک جرقه بودند. اما اپراتورهای چنین دستگاهی قبل از استفاده از آن به شناسایی مثبت و دقیق هدف نیاز دارند، از این رو «زنجیره کشتار» با شناسایی توسط رادارها و سپس یک دوربین و دیگر سنسورها آغاز می شود. آنتن مورد استفاده در سیستم PHASER از این داده ها برای هدف قرار دادن پهپادهای مهاجم استفاده می کند. پرسنل نیروی هوایی برای استفاده از این سیستم آموزش دیده و از آن در طول تمرینات برای ساقط کردن موفق پهپادها استفاده کرده اند، موفقیت هایی که در افزایش تمایل برای خرید آن ها بی تاثیر نبوده است.

دیگر توانایی قابل توجه این سیستم ها، قابلیت مقابله با هدف های مختلف و حملات پهپادی دسته زنبوری است که می تواند بدون این که مهمات آن به اتمام برسد به طور همزمان اهداف متعددی را مورد هدف قرار دهد. البته مقامات ایالات متحده ادعا کرده اند که این سیستم ها فواید و کاربردهای دیگری نیز غیر از مقابله با حملات پهپادی دارند که به دلیل محرمانه بودن به آن ها اشاره ای نشده است. البته این اولین باری نیست که ایالات متحده سعی در توسعه سیستم های دارای انرژی هدایت شونده داشته است.

در گذشته نیز از یک سیستم مشابه برای منفجر کردن بمب های کنار جاده ای از فاصله دور رونمایی شده بود که به دلیل هزینه بالا و حجم زیاد سیستم که امکان نصب در میدان نبرد را از آن می گرفت کنار گذاشته شد. برخی دیگر نیز به گفته مقامات به دلیل «چالش های تکنولوژیکی و علمی» کنار گذاشته شده اند. سیستم های دیگری نیز طراحی و توسعه یافته که از آن جمله می توان به سیستم لیزری با انرژی بالا که روی کامیون سوار می شود و یک سیستم لیزری ضد پهپادی دیگر از لاکهید مارتین اشاره کرد که قرار است سال ۲۰۲۲ رونمایی شود.

سیستم راداری آلمانی با قابلیت رهگیری جنگنده های پنهانکار مانند F-35؛ TwInvis

یک پیمانکار دفاعی آلمانی ادعا کرده که با یک سیستم راداری جدید موفق به رهگیری دو فروند جنگنده پنهانکار و فوق پیشرفته F-35 شده است، جنگنده های نسل پنجمی که گمان می شد غیرقابل شناسایی و رهگیری هستند. کمپانی Hensoldt ادعا می کند که جدیدترین جت های جنگنده آمریکایی را تقریباً ۱۰۰ مایل رهگیری و تعقیب کرده است. با این وجود این موضوع بدان معنا نیست که جنگنده های ۹۲ میلیون دلاری پنهانکار دیگر کارآیی ندارند، دستکم فعلاً نه. رادارهای مرسوم با انتشار امواج رادیویی و سپس مطالعه امواج برگشتی که پس از برخورد با سطوح پرنده انعکاس می یابند اشیائی که در آسمان هستند را شناسایی می کنند.

2

این اطلاعات به اپراتور رادار امکان می دهد که مقادیری مانند سرعت هواپیما یا موشک، ارتفاع و مسیر پروازی آن را تعیین نماید. سپس می توان از این رادارها برای فرستادن جنگنده ها به منظور رهگیری هواپیماهای دشمن یا شلیک هدفمند و دقیق موشک های سطح به هوا استفاده کرد. هواپیماهای پنهانکاری مانند F-35 آمریکایی و J-20 چینی طوری طراحی شده اند که بازگشت راداری آن ها در کمترین حد ممکن باشد که شناسایی آن ها برای سیستم های راداری امروزی را بسیار دشوار و تقریباً غیرممکن می سازد. سیستم پنهانکاری در امکان عبور از سیستم های دفاعی راداری بسیار موثر بوده و قابلیت بقای آن ها در آسمان دشمن را به مقدار قابل توجهی افزایش داده است.

به همین دلیل ایالات متحده نیز میلیاردها دلار صرف مطالعه سیستم های پنهانکار و طراحی و ساخت هواپیماهای پنهانکار کرده است. قابلیت پنهانکاری چنان برای بقای هواپیماهای نظامی حیاتی است که نیروی هوایی ایالات متحده به احتمال فراوان دیگر هیچ جت جنگنده غیرپنهانکاری در آینده نخواهد خرید. اما اکنون کمپانی آلمانی Hensoldt ادعا می کند که یک سیستم راداری غیرفعال جدید به نام TwInvis طراحی کرده که با مطالعه تراوش ها و امواج انتشاری الکترومغناطیسی در اتمسفر مانند سیگنال های ایستگاه های رادیویی، سیگنال های تلویزیونی، سیگنال های برج های تلفن های همراه و رادارهای تجاری می تواند اهداف پرنده را به شکل بی سابقه ای شناسایی نماید. این سیستم قادر است که هواپیمایی که در این دریای نامرئی از سیگنال ها در حال حرکت است را با «خوانش سیگنال های بازگشتی که با سطح این پرنده ها برخورد می نمایند» شناسایی کند.

4

این کمپانی آلمانی مدعی است که در سال ۲۰۱۸ و زمانی که دو فروند هواپیمای پنهانکار F-35A در نمایشگاه هوایی برلین شرکت کردند، سیستم راداری خود را در این نمایشگاه مستقر کرده تا کارآیی خود را در شناسایی هواپیماهای پنهانکار به نمایش بگذارد اما هواپیماهای  F-35A هیچگاه به پرواز درنیامدند. با این وجود سیستمی که خارج از نمایشگاه مستقر بود، این هواپیماها را در پروازهای بعدی شناسایی و حتی تا ۱۵۰ کیلومتر نیز آن ها را تعقیب کرده است. در حال حاضر سیستم راداری TwInvis تنها به عنوان یک سیستم راداری هشدار سریع کارآیی دارد که سیستم های دفاعی را از نزدیک شدن جنگنده های پنهانکار مطلع می سازد.

اما دستکم در حال حاضر این سیستم آنقدر پیچیده و کارآمد نیست که موشک ها با قابلیت هدایت راداری را به سمت هدف هدایت نماید هر چند گفته می شود توانایی فراهم آوردن اطلاعات مکانی کافی برای موشک های هدایت شونده مادون قرمز برای جستجوی نقاط داغ هواپیما مانند موتور و اگزوز آن را داراست. این تکنولوژی به نظر امیدوار کننده می رسد اما چندین فاکتور به TwInvis در شناسایی هواپیماهای پنهانکار F-35 کمک کرده اند. اول از همه اینکه این که اپراتورهای سیستم از زمان ورود این هواپیماها مطلع بوده و توانسته بودند از سیگنال های منتشر شده توسط فرستنده- گیرنده ADS-B این جت ها برای شناسایی آن سود ببرند.

6

در دوران جنگ، کشورهای متخاصم نخواهند دانست که هواپیماهای پنهانکار دشمن در حال پرواز به سمت آن ها بوده و سیستم های ADS-B جت ها نیز خاموش می شوند. موضوع مهم دیگر در مورد رادارها مربوط به سیستم کارکردی آن است: این سیستم راداری به سیگنال های فرستنده های غیرنظامی برای شناسایی هواپیماهای پنهانکار وابسته است. در بسیاری از نقاط جهان، به ویژه روی اقیانوس ها و مناطق دوردست زمین، سیگنال های زیادی برای جمع آوری داده از طریق آن ها وجود ندارد. کشوری که هواپیماهای پنهانکار در اختیار دارد می تواند شبکه های تلفن همراه را با حملات سایبری یا بمباران برج های منتشر کننده امواج رادیویی از کار بیندازد تا رادارهایی مانند TwInvis را ناکام سازد.

بدین ترتیب می توان گفت که هنوز فاصله زیادی با ناکارآمد شدن هواپیماهای پنهانکار داریم. همچنین سیستم راداری جدید آلمانی ها هزینه هایی را برای کشورهای مدافع ایجاد کرده و کشورهای متخاصم را وادار به صرف هزینه هایی هنگفت برای خرید سیستم های راداری غیرفعال خواهد کرد. زمان زیادی طول خواهد کشید تا تمام  کشورها بتوانند سیستم های راداری غیرفعال خریداری کرده یا بسازند.

مزایای استفاده از سیستم رانش الکتریکی در خودروهای زرهی؛ تانک های برقی آینده

تانک ها و دیگر خودروهای زرهی آینده ممکن است با استفاده از موتورهای الکتریکی یا سیستم رانش هیبریدی حرکت کنند. رفتن به سمت این سیستم ها نه تنها تقاضا برای سوخت های مایع را در میدان نبرد کاهش می دهد بلکه از به خطر افتادن جان رانندگان خودروهای سوخت رسان در خطوط مقدم نبرد نیز جلوگیری خواهند کرد. خودروهای زرهی مرسوم مانند تانک ها از موتورهایی با سوخت بنزین یا گازوئیل استفاده می کنند. راندن یک خودرو ۶۰ تنی در زمین های ناهموار و همچنین تامین نیروی لازم برای سیستم های کنترل آتش، سنسورها و سیستم های محیطی به موتورهایی بسیار قدرتمند نیاز دارد. همچنین تانک ها باید بتوانند خیلی سریع شتاب گرفته و در شرایط دشوار مجبور می شوند تانک های دیگر را یدک بکشند.

2

در حالت ایده آل نسبت قدرت اسب بخاری یک خودرو زرهی نسبت به وزنش باید ۲۰ به ۱ باشد که بر این اساس به موتورهایی با توانایی تولید بیش از ۱٫۵۰۰ اسب بخار نیرو نیاز خواهیم داشت. این موتورها به مقدار قابل توجهی نیز سوخت نیاز دارند. یک گروهان زرهی ارتش ایالات متحده با تمام خودروهای زرهی خود در حالت فعال می توانند روزی تا ۵۰۰٫۰۰۰ گالن (نزدیک به دو میلیون لیتر) مصرف کنند. تمامی این سوخت باید از جایی تامین شود و سپس از طریق کامیون ها به مکان های سوختگیری و مسلح سازی که پشت خط مقدم قرار دارد منتقل شوند. موضوعی که شرایط را پیچیده تر می سازد این است که تانک آبرامز M1A2  از سوخت بنزین استفاده می کند در حالی که سوخت خودرو تهاجمی پیاده M2 Bradley، هوویتزر M109 Paladin و دیگر خودروهای زرهی گازوئیل است.

اما اگر بتوان هر دو این سوخت ها را با یک نوع سوم جایگزین کرد چه خواهد شد؟ الکتریسیته! در حال حاضر در ارتش های جهان چندین دلیل برای گرایش به سمت سیستم های رانشی الکتریکی وجود دارد. اول از همه اینکه این سیستم ها مقدار سوختی که باید به خط مقدم منتقل شود را کاهش خواهند داد، از تعداد افراد در معرض خطر نیز کاسته شده و دیگر نیاز فزاینده گذشته برای براه انداختن کاروان هایی بزرگ از سوخت رسان ها برای در حرکت نگاه داشتن تانک ها وجود ندارد. دوم این که روزآمدسازی و تعویض سیستم های الکتریکی و هیبریدی نسبت به موتورهای با احتراق داخلی و سیستم های انتقال قدرت مکانیکی بسیار ساده تر خواهد بود.

4

سوم اینکه چنین سیستم های رانشی الکتریکی می توانند هزینه کمتری داشته و آسیب های کمتری نیز به محیط زیست وارد نمایند. استفاده از سیستم های رانشی الکتریکی نیز همچنان به انرژی نیاز خواهد داشت اما از نوعی متفاوت. ژنراتورهای دیزلی یک گزینه واضح هستند اما نکته اصلی این است که از سوخت های فسیلی دور شد. از دیگر گزینه های می توان به بسته های باطری قابل تعویض، انرژی های تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی و حتی نیروگاه های هسته ای مستقر در میدان نبرد اشاره کرد.

علاوه بر همه این ها، نبود باک سوخت در خودروهای زرهی مانند تانک به معنای داشتن فضای بیشتر و انعطاف پذیری در میدان نبرد است. کاسته شدن از وابستگی به زنجیره سوختی نیز باعث استقلال بیشتر در میدان نبرد خواهد شد و البته تعمیر و نگهداری سیستم های رانشی الکتریکی نیز بسیار آسانتر خواهد بود. سیستم های هیبریدی و الکتریکی در مقابل تکنولوژی های جدید بسیار پذیراتر هستند.

عواقب جنگ هسته ای هند و پاکستان؛ قحطی جهانی و صدها میلیون کشته

هند و پاکستان دو کشوری هستند که از زمان استقلال هند از بریتانیا و بدنبال آن جدایی بخش مسلمان نشین هند که اکنون پاکستان نام دارد همواره روابط پرتنشی را تجربه کرده اند. این دو تاکنون ۳ بار بر سر منطقه کشمیر، منطقه ای پرتنش و مورد اختلاف که هر دو کشور ادعای مالکیت بر آن را دارند، با هم جنگیده اند. عمران خان، نخست وزیر کنونی پاکستان در سخنانی اعلام کرده است که ممکن است این دو کشور وارد یک درگیری نظامی دیگر با هم شوند. او در نشست سالانه سازمان ملل در سخنرانی خود تصریح کرد که این دو کشور دارای سلاح های هسته ای هر لحظه ممکن است وارد یک جنگ هسته ای ویرانگر شوند. هند و پاکستان، رو هم دو درصد از زرادخانه های هسته ای جهان را در اختیار دارند.

2

بر اساس برآوردها، هند حدود ۱۴۰ کلاهک هسته ای و پاکستان نیز حدود ۱۶۰ کلاهک هسته ای در اختیار دارد. البته این دو کشور سالهاست که در یک مسابقه تسلیحاتی به سر برده و قصد دارند در زمینه تولید سلاح های هسته ای از دیگری پیشی بگیرند. بر اساس برآوردها، هر دو کشور می توانند تا سال ۲۰۲۵ تعداد کلاهک های هسته ای خود را به ۲۵۰ عدد برسانند، اما در صورتی که این دو وارد یک جنگ هسته ای شوند چه اتفاقی رخ خواهد داد. در صورت محقق شدن این سناریو خطرناک و ترسناک، به گفته کارشناسان، ابردی از دودهای سیاه آسمان را در بر گرفته که باعث کاهش شدید دما در منطقه و کل جهان خواهد شد. نقاط حاصلخیز و مهم کشاورزی دیگر توانایی رشد گیاهان و دانه های خوراکی را نداشته و قحطی جهانی به دنبال خواهد آمد.

به باور کارشناسان، به یکباره تغییرات اقلیمی رخ خواهد داد که نمونه آن تاکنون در تاریخ دیده نشده و تعداد کشته ها به بیش از ۱۲۵ میلیون نفر خواهد رسید. اگر چه معلوم نیست که کدام یک از این کشورها جنگ هسته ای را آغاز خواهد کرد اما بر اساس برآوردهای کارشناسان، در صورتی که هند بخواهد با سلاح های هسته ای خود شهرهای مهم و بزرگ پاکستان را نابود سازد به حدود ۱۵۰ سلاح هسته ای نیاز خواهد داشت. در این بررسی ها برخورد نکردن برخی سلاح ها با اهداف تعیین شده یا منفجر نشدنشان نیز منظور شده است. به طور کلی در شبیه سازی صورت گرفته توسط کارشناسان، تنها ۱۰۰ بمب از مجموع ۱۵۰ بمب شلیک شده به هدف برخورد کرده و منفجر می شوند.

4

همین تعداد سلاح هسته ای نیز در صورت پیشدستی پاکستان مورد استفاد قرار خواهد گرفت. اگر قدرت هر یک از این بمب ها نزدیک به ۱۵ کیلو تن باشد- برابر با قدرت بمب اتمی که در پایان جنگ جهانی دوم روی شهر هیروشیما، ژاپن فرود آمد- ۵۰ میلیون نفر به سرعت کشته خواهند شد. این در حالی است که قدرت بمب های هسته ای ایالات متحده در دوران کنونی بین ۱۰۰ تا ۵۰۰ کیلو تن است و تا سال ۲۰۲۵ نیز دو کشور پاکستان و هند سلاح های هسته ای بزرگ تر، قدرتمندتر و پیشرفته تری خواهند ساخت. اگر دو کشور از بمب هایی با قدرت ۱۰۰ کیلو تن استفاده کنند تعداد تلفات جنگ هسته ای بین این دو از مرز ۱۲۵ میلیون نفر خواهد گذشت.

انفجارهای هسته ای گرمایی بسیار سوزان ایجاد می کنند. با آتش گرفتن سازه ها، باد این شعله ها را منتشر کرده و در نتیجه ایجاد آتش سوزی های گسترده با شعله های سوزان، در هوا نیز ترکیبی از آتش و باد شکل گرفت که با عنوان «طوفان آتشین» (firestorm) شناخته می شود. در ادامه حجم زیادی از دود به هوا رفته که دارای مقادیری کربن سیاه است، همان ماده ای که از اگزوز موتورهای دیزلی خارج می شود. سپس این ترکیب از طریق تروپوسفر (پایین ترین لایه اتمسفر زمین) وارد استراتوسفر می شود. بدین ترتیب در طی چند هفته، کربن سیاه در سراسر جهان پراکنده می شود. این ذرات می توانند تا ۵ سال در استراتوسفر باقی مانده و مانع رسیدن نور خورشید به زمین شوند.

7

بدین ترتیب دمای زمین به طور متوسط، دستکم با ۵ درجه کاهش مواجه خواهد شد. در برخی نقاط سرمای هوا به شرایط عصر یخبندان باز خواهد گشت. با کاهش انرژی دریافتی از خورشید، تا ۳۰ درصد از بارندگی ها کاسته خواهد شد. همچنین بیش از یک دهه طول خواهد کشید تا دما و بارندگی ها به حالت نرمال بازگردند. در این اثنا، کشاورزان در سراسر جهان و به خصوص در هند، چین، آسیای شرقی، اندونزی، آمریکای جنوبی و آفریقا برای رشد گیاهان و غلات و سیر کردن شکم خود با مشکل مواجه خواهند شد. تمامی اکوسیستم های دریایی در اثر جنگ هسته ای هند و پاکستان از بین رفته و اقتصادهای محلی ماهیگیری نابود خواهند شد. در مقیاس کلی می توان گفت که یک قحطی بزرگ در کل جهان رخ خواهد داد.

عوارض این گرسنگی و قحطی بسیار بدتر و وخیم تر از عواقب مستقیم ناشی از جنگ هسته ای خواهد بود. بر اساس شبیه سازی صورت گرفته توسط کارشناسان، حتی در صورت یک نبرد هسته ای محدود نیز لایه اوزون به شدت آسیب خواهد دید و انسان ها را در برابر تشعشعات ماوراء بنفش بی دفاع خواهد ساخت و در ادامه دمای سطح زمین برای بیش از ۲۵ سال کاهش خواهد داد.

از «میله های خداوند» تا «قایق پرنده»؛ ۶ سلاح ترسناک و عجیب و غریب دوران جنگ سرد

دوران جنگ سرد (Cold War) یکی از پرتنش ترین دوران برای آمریکایی ها و روس ها بود که دائماً در سایه تهدید نابودی هسته ای به سر می بردند. اگر چه تاکید اصلی بر روی زرادخانه های هسته ای و افزایش کیفیت و کمیت آن ها برای داشتن قدرت بازدارندگی بود اما اگر طرفین از دیگر سلاح های قدرتمندی که دو کشور در حال ساخت بودند خبر می داشتند، بدون شک خواب را نیز بر خود حرام می کردند. مبارزه با کمونیسم به ابزاری برای خودنمایی و جولان کمپانی های سازنده سلاح و طراحان جنگ دولتی تبدیل شده بود.

هر یک از طرفین در مقابل هرگونه پیشنهادی که می توانست دیگری را کشته یا مانع از حمله وی شود پذیرا بودند حتی اگر این موضوع به معنای تولید سلاح های بسیار عجیب و غریب می بود. بدین ترتیب جای تعجب ندارد که رقابت تسلیحاتی بین دو کشور ابرقدرت در دوران جنگ سرد به تولید سلاح های بسیار عجیب و غریب و نامتعارف در این دوره منتهی شده که در ادامه به چند مورد از مهم ترین آن ها اشاره خواهیم کرد.

۱- طاووس آبی

مین های زمینی بسیار خطرناک هستند و این موضوع چندین دلیل دارد. اول از همه این که این مین ها پنهان هستند و تا زمانی که دیگر خیلی دیر شده است مکان آن ها شناسایی نمی شود. با مین زمینی هسته ای «طاووس آبی» (Peacock) عبارت «خیلی دیر» معنایی تازه پیدا می کرد، با قدرت ۸ تا ۱۰ کیلو تن. در دوران جنگ سرد، هر کسی به دنبال سلاح اتمی خاص و منحصربفرد خود بود. برای بریتانیایی ها این ایده به شکل مانع شدن از اشغال کشور بدست اتحاد جماهیر شوروی در دوران جنگ جهانی سوم تجلی می یافت. طاووس آبی یک بمب اتمی بسیار غول پیکر بود که در مناطقی در اطراف شمال آلمان کار گذاشته شده و در صورتی که سطح رویی آن برداشته شده یا پر از آب می شد، انفجار اتمی بزرگی رخ می داد. هدف از این طراحی این بود که این سلاح به حال خود رها می شد و این امکان وجود داشت که با یک تایمر ۸ روزه یا تنها یک سیم از راه دور منفجر شود. نکته خنده دار در مورد این بمب این بود که مهندسان بریتانیایی فکر هوای بسیار سرد شمال آلمان را نکرده و بعدها برای جلوگیری از یخ زدن آن، تصمیم گرفتند با استفاده از پتو یا مرغ های زنده، این بمب ها را گرم نگه دارند.

۲- تانک Chrysler TV-8

آیا این بزرگ ترین و مضحک ترین تانکی است که تا حال دیده اید؟ ما هم اینطور فکر می کنیم اما این یک تانک هسته ای ساخته شده توسط مهندسان نظامی ایالات متحده در دیترویت بود. تانک غول پیکر Chrysler TV-8 از یک موتور هسته ای استفاده کرده و دارای سیستم مدار بسته بود که در برابر چشمان خدمه قرار داشت. خدمه می توانستند در درون شکم این تانک غول پیکر راحت بوده در حالی که موتورها و محل نگهداری مهمات نیز در کنار آن ها قرار داشت. همچنین این ساختار بزرگ بیضی شکل باعث شده بود که این تانک بتواند با استفاده از دو پمپ جت روی آب شناور مانده و قابلیت انجام عملیات آبی خاکی را نیز داشته باشد. در کنار برجک اصلی تانک، TV-8 دارای دو مسلسل دستی کالیبر ۳۰ و یک مسلسل کنترل از راه دور ۵۰ میلیمتری بود. با ۲۵ تن، این تانک البته نصف تانک های M1 Abrams امروزی وزن داشت.

۳- پروژه اوریون

در موازات جاه طلبی های مرتبط با فناوری هسته ای، مهندسان آمریکایی بر این باور بودند که می تواند با استفاده از موتورهای هسته ای به مریخ و فراتر از آن نیز رسید. اما اینجا خبری از موتوری که با واکنش های زنجیره ای هسته ای یا انرژی خلاء کار می کرد در میان نبود. موتوری که در پروژه اوریون (Project Orion) به کار گرفته می شد از بمب های اتمی برای تامین نیروی مورد نیازش استفاده می کرد. به نظر می رسید که بتوان با استفاده از انفجار بمب های اتمی، فضاپیماها را از روی زمین بلند کرده و در گشت و گذار در فضا نیز انرژی مورد نیاز آن را تامین نمایند. تنها مشکل این بود که این کار باعث باران رادیواکتیو و انتشار زباله های هسته ای در فضا می شد.

۴- میله های خداوند

 

بعد از مدتی مهندسان به این نتیجه رسیدند که بهتر است دست از خلاقیت با سلاح های هسته ای و سلاح هایی که انرژی شان از طریق واکنش های هسته ای تولید می شد برداشته و به ایده ساخت سلاحی رسیدند که بدون نیاز به استفاده از بمب هسته ای، قدرتی مشابه بمب هسته ای داشته و بسیار ویرانگر بود. این پروژه که از آن با عنوان «پروژه ثور» (Project Thor) یاد می شد پروژه ای بود که در آن میله هایی شبیه نیزه به فضا برده شده و سپس رها می شدند که در مسیر سقوطشان شتاب و قدرت قابل توجهی را ذخیره کرده و پس از برخورد با هدف خسارات قابل توجهی به بار می آوردند. این سلاح که میله های خداوند نیز نامیده می شد شبیه بمب های خوشه ای بود اما هیچ مواد منفجره ای در آن ها وجد نداشت و تنها مانند دارت هایی از بالا بر سر هدف فرود آمده و چندین متر در سازه ها فرو می رفتند.

۵- پروژه پلوتو

اگر بخواهیم در مورد غافلگیر کننده ترین سلاح دوران جنگ سرد صحبت کنیم، پروژه پلوتو (Project Pluto) که توسط ایالات متحده پیگیری شد در رتبه اول قرار می گرفت. این سلاح یک رمجت بدون سرنشین پر از سلاح های هسته ای بود که پس از شلیک با سرعت های مافوق صوت برای سال ها به پرواز در می آمد. موتور جت این سلاح بسیار خاص بود زیرا از یک رآکتور هسته ای سود می برد که باعث می شد برای روزها، هفته ها، ماه ها و شاید هم سال ها به پرواز ادامه دهد. وقتی که این بمب افکن بدون سرنشین هسته ای محموله مهمات خود را روی هدف خالی می کرد می توانست همچنان به پرواز ادامه داده و زباله های هسته ای خود را همه جا پراکنده سازد، شاید برای همیشه. پنتاگون به دلیل اینکه هیچ سیستم دفاعی در مقابل این سلاح وجود نداشته و نمی خواست که اتحاد جماهیر شوروی نیز سلاح مشابهی ساخته و علیه ایالات متحده به کار گیرد، این پروژه را کنار گذاشت.

۶- قایق پرنده روس ها

برخلاف دیگر ابرسلاح های دیوانه وار دوران جنگ سرد که در این فهرست به آن ها اشاره شده، Ekranoplane در واقع توسط اتحاد جماهیر شوروی ساخته شده بود. این قایق که سریع تر از هر کشتی . بزرگ تر از هر هواپیمایی بود با عنوان «قایق پرنده» (Flying Boat) نیز شناخته شده و می توانست همه چیز را در خود حمل کند، از سربازان گرفته تا بار و حتی سلاح های هسته ای. ارتفاع این قایق پرنده تنها به ۱۳ فوت (حدود ۴ متر) از سطح زمین بلند می شد و به خاطر داشتن موتورهای بسیار پیشرفته، نیروی پیشرانه ای به اندازه موتورهای امروزی جنگنده F-35 تولید کرده و می توانست با سرعتی خارق العاده در ارتفاعی نزدیک به سطح زمین یا دریا به پرواز درآید. این قایق توان حمل تا دو میلیون پوند (بیشس از ۹۰۰ تن) را داشت و به دلیل ارتفاع پروازی پایینش دور از دید رادارها باقی می ماند. خوشبختانه تنها یک فروند از این قایق پرنده ساخته شد.

چطور تکنولوژی ساخت پهپاد نظامی در بیش از ۱۰۰ کشور دورنمای جنگ ها را تغییر داده‌اند؟

تعداد کشورهای با قابلیت تولید و بکارگیری پهپادهای نظامی در یک دهه اخیر به سرعت افزایش یافته است. بر اساس گزارشی که در این زمینه منتشر شده، نزدیک به ۱۰۰ کشور جهان تکنولوژی لازم برای ساخت پهپاد در عرصه نظامی را داشته و دارای ناوگانی از این پرنده های بدون سرنشین هستند. در سال ۲۰۱۰، تنها حدود ۶۰ کشور دارای پهپادهای نظامی بودند اما تعداد این کشورها در حدود یک دهه اخیر به ۹۵ کشور افزایش یافته است. دن گتینجر، از مرکز کالج برَد که از کارشناسان نویسنده این گزارش است، در بررسی های خود ۱۷۱ نوع مختلف از پرنده های بدون سرنشین فعال در ارتش های جهان را شناسایی کرده است.

بر اساس این گزارش، در سراسر جهان، دستکم ۲۱٫۰۰۰ فروند پهپاد فعال وجود دارند اما تعداد واقعی پهپادهای نظامی در جهان باید بسیار بیشتر از این عدد باشد. مایکل هوروویتز، کارشناس ارشد مرکز امنیت آمریکای جدید (CNAS) تصریح می کند که در میان کشورهایی که به تکنولوژی ساخت پهپادهای نظامی دسترسی دارند، حدود ۲۰ کشور توان تولید پهپادهای مسلح را دارا هستند، سیستم های بسیار پیشرفته ای که دائماً در حال توسعه و توجه روزافزون ارتش های جهان هستند. و انتظار می رود توسعه تکنولوژی پهپادی همچنان ادامه داشته باشد، همانطور که کشوری مانند چین که یکی از صادر کنندگان اصلی سیستم های بدون سرنشین است، پهپادهای مسلح ساخت خود را نیز در سال های اخیر به دیگر کشورهای جهان صادر کرده است.

هورووویتز در این باره می گوید: «تکثیر پهپادی اجتناب ناپذیر است [و] پهپادهای نسل کنونی نوک نیزه ظهور ربات های در میان ارتش های سراسر جهان هستند». سیستم های جدید با سرعتی سرسام آور در حال ظهور هستند به نحوی که، به عقیده کارشناسان، پهپادها در میدان های نبرد آینده حضوری وسیع داشته و این تکنولوژی باعث ایجاد انقلابی در دنیای جنگ ها شده است. در سال های اخیر قابلیت و ظرفیت نبرد این سیستم های بدون سرنشین به شدت افزایش یافته و بدین ترتیب توانایی کشورهای دارنده این تکنولوژی برای ورود به جنگ نیز با افزایش همراه بوده است. گتینجر تصریح می کند: «به احتمال فراوان شاهد نقش بیشتر پهپادها در اتفاقات جهانی خواهیم بود، به ویژه در مناطقی که در آن ها تنش ژئوپلتیکی وجود دارد. این نقش را به وضوح در خلیج فارس، یمن، اوکراین و دیگر درگیری ها می بینیم».

پهپادها در اشکال و اندازه ها و البته میزان پیچیدگی مختلف ساخته شده و به ابزارهایی توانمند و مهم برای هم کشورها و هم بازیگران غیردولتی و شبه نظامی تبدیل شده اند. در ماه های اخیر پهپادهای مسلح در سراسر جهان خبرساز شده که اهمیت سیستم های بدون سرنشین را نشان می دهد. در هفته های گذشته، پهپاد آمریکایی MQ-25 Stingray که یک پهپاد سوخترسان است اولین پرواز خود را با موفقیت به پایان رسانده و انتظار می رود در آینده ای نزدیک روی عرشه ناوهای این کشور به کار گرفته شود. روسیه نیز از پرواز پهپاد جدید خود با نام Okhotnik (به معنای شکارچی) در کنار جنگنده نسل پنجمی Su-57 رونمایی کرده است که گامی مهم در زمینه همراهی پرنده های سرنشین دار و بدون سرنشین در نبردهای آینده به شمار می آید. چین نیز در جریان آماده سازی جشن روز ملی این کشور از یک پهپاد جاسوسی سوپرسونیک و یک پهپاد تهاجمی پنهانکار رونمایی کرده است.

با این وجود تازه ترین و مهم ترین حادثه مربوط به پهپادها، حمله دسته ای از پهپادها به تاسیسات نفتی عربستان سعودی در اوایل ماه جاری بود که سیستم تولید نفت عربستان را مختلف کرده و برای چند روز قیمت نفت را به شکل بی سابقه ای بالا برد. این در حالی است که پیشرفته ترین و بهترین سیستم های دفاع هوایی نیز قابلیت لازم برای شناسایی این شکارچیان کوچک و مرموز را ندارند زیرا برای چنین کاری طراحی نشده اند. این حملات که حوثی های یمنی مسئولیت آن را بر عهده گرفته اند باعث ایجاد رعب و وحشت در میان ارتش های جهان در مورد این تکنولوژی شد زیرا برای اولین بار مشخص شد که حجم آسیب چنین حملاتی تا به چه اندازه می تواند بزرگ باشد. این حادثه دومین اتفاق در ماه های اخیر بود (پس از ساقط شدن یک هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین گرانقیمت از نوع RQ-4A Global Hawk توسط سیستم های پدافندی ایران) باعث شد که ایالات متحده تلاش های خود برای طراحی و استخدام یک سیستم کارآمد برای مقابله با حملات پهپادی افزایش دهد.

حادثه ساقط شدن پهپاد آمریکایی توسط سیستم دفاع هوایی ایران نزدیک بود به یک جنگ تمام عیار بین طرفین منجر شود. دونالد بعد از این حادثه ادعا کرده بود که برای حمله به موشک ها و سایت های راداری ایران به عنوان تلافی این ماجرا برنامه ریزی شده اما در دقایق آخر از بیم نامتناسب بودن تعداد تلفات چنین حمله ای با ساقط شدن پهپاد آمریکایی دستور توقف عملیات را داده است. با این وجود در آینده ای نزدیک باید منتظر ساخت پهپادهایی بسیار پیشرفته تر بود که توانایی نبرد مانند جنگنده های بدون سرنشین، تشکیل تیمی از سرنشین داران و بدون سرنشین ها و پیشرفت در زمینه حملات و عملیات های بزرگ و دسته ای باشیم

بهترین و پیشرفته‌ترین عینک دید در شب نظامی جهان با قابلیت های باورنکردنی؛ ENVG-B

ارتش ایالات متحده دائماً در حال تغییر دیدگاه خود در مورد شیوه تجهیز سربازان برای نبرد و اضافه کردن ابزارهای بیشتر و بیشتر به سیستم های یکپارچه بوده و یکی از بهترین نمونه های آن کاری است که می خواهد با عینک (دوربین چشمی) دید در شب دو چشم جدید خود انجام دهد. با عینک های جدید نه تنها آخرین تکنولوژی در زمینه دید در شب به کار گرفته خواهد شد بلکه تکنولوژی های جدیدی مانند سیستم دید سلاح که هر سربازی را به یک تک تیرانداز ماهر تبدیل کرده و ابزارهای شبکه ای که امکان اشتراک داده ها از طریق پلتفرم های واقعیت افزوده را فراهم خواهد ساخت را نیز در این تکنولوژی ترکیب خواهد نمود.

در ادامه نیز ارتش ایالات متحده قصد مینی پهپادهای جدید در مقیاس دسته را نیز به این ترکیب اضافه نماید در حالی که با معماری باز «اتصال و اجرا کردن» (plug-and-play) راه را برای اضافه کردن تکنولوژی های جدیدی که در آینده ایجاد خواهند شد نیز باز خواهد گذاشت. برای دهه ها، سربازان پیاده مجهز به تجهیزات فراوانی بودند که اگر چه در میدان نبرد موثر واقعی می شدند اما با دیگر تجهیزات هماهنگ و یکپارچه نبودند و این موضوع اکنون در حال تغییر است. این عینک دید در شب که در واقع ترکیبی از یک عینک و دوربین دید در شب دو چشم است «Enhanced Night Vision Goggles – Binocular (ENVG-B)» نام داشته و جایگزین دوربین های دید در شب تک چشم AN/PVS-14 خواهد شد که در دو دهه اخیر در خدمت سربازان پیاده ارتش ایالات متحده بوده است.

مقامات ارتش این کشور ادعا کرده اند که ENVG-B پیشرفته ترین عینک دوربینی دید در شب در نوع خود در حال حاضر است و هیچ ابزاری در دیگر ارتش های جهان از لحاظ قدرت و پیچیدگی به پای آن نمی رسد. این عینک دید در شب جدید باعث افزایش آگاهی سرباز نسبت به موقعیت میدان نبرد و افزایش عمق درک او برای تحرک بالاتر، تصویر گرمای برای بهبود شناسایی هدف در مواجهه با موانع بصری در میدان نبرد خواهد شد. عینک های ENVG-B سرباز را قادر می سازند که بدون نگاه به هدف بتواند از دور یا بدون هدفگیری فیزیکی یا از پشت موانع با دقت بالایی به سمت هدف نشانه بروند. این سیستم نه تنها دسترسی سریع به هدف و کاهش خطر قرار گرفتن در معرض دید و هدف دشمن را ممکن می سازد بلکه قدرت و دقت تیراندازی سربازان را نیز به مقدار قابل توجهی افزایش می دهد.

این دوربین های عینکی از باتری های معمولی AA استفاده کرده اما ارتش ایالات متحده در حال توسعه باتری های استاندارد شده شارژی برای عملکرد بهتر در این ابزار است. همچنین این عینک دید در شب قابلیت اتصال به یک نرام افزار کیت حمله تاکتیکال (Android Tactical Assault Kit (ATAK)) که همراه سرباز بوده را دارد که با قابلیت های واقعیت افزوده خود می تواند عملکرد دسته ها را بهبود بخشد. با استفاده از این ابزار تاکتیکال که Nett Warrior نام دارد، سربازان می توانند از قبل برای اهداف و نیروهای خودی برنامه ریزی کرده و از طریق یک شبکه یکپارچه با سیستم های دیگر سربازان ارتباط برقرار نمایند. برای مثال می توان یک نقطه هدف را به صورت دیجیتالی روی این ابزار مشخص کرده و سپس آن را روی عینک واقعیت افزوده و دید در شب سربازان به تصویر کشید به طوری که همه سربازان دسته بتوانند در آن واحد شاهد موقعیت مکانی هدف باشند.

هدف بعدی ارتش ایالات متحده اتصال پهپادهای شناسایی شخصی FLIR Black Hornet به این عینک دید در شب است تا سربازان بتوانند ویدیوهایی زنده که توسط این پهپادها هنگام گشت زنی ضبط می شود را روی عینک های خود مشاهده نمایند. این تکنولوژی با ارسال سیگنال های بی سیم از پهپادها به آنتن بی سیم ENVG-B عمل می کند که در ادامه این داده ها را به ابزار Nett Warrior منتقل می نماید و سپس این ویدیو به صورت آنی و هماهنگ روی عینک های واقعیت افزوده سربازا منتشر خواهد شد. اگر چه اعضای دسته می توانند تمامی این اطلاعات را به طور همزمان مشاهده کنند اما ارتش ایالات متحده قصد دارد این شبکه را گسترده تر کرده به طوری که همه افراد مرتبط در میدان نبرد بتوانند ویدیوهای گرفته شده توسط پهپادهای کوچک شناسایی را به صورت آنی مشاهده نمایند.